امتداد راه شهدا... شهدا شرمنده ایم
جبهه یعنی عشق بازی با خدا............ جبهه یعنی از همه عالم جدا

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر
جعبه حدیث

استاد رائفی پور - امام زمان (عج)

استاد رائفی پور - میدونی چرا امام زمان (عج) ظهور نمیكنه ؟

دانلد در ادامه مطلب



نوشته شده در دوشنبه 22 فروردین 1390 توسط مجتبی قاسمی
موضوع: امام زمان (عج) -

امام زمان(عج) را چگونه ببینیم؟

دیدار با مهدى(عج) در سایه قرآن

امام زمان

مساله دیدار حضرت مهدى(عج) از مسائل مهمى است كه در طول قرنهاى متمادى قلوب شیعیان مشتاق را به خود مشغول داشته و آنان كه عاشق وصال حضرت بوده‏اند در این انتظار سوخته‏اند و ساخته‏اند، از این میان، شایستگان به مقام دیدار نائل آمده‏اند و از فیض محضر حضرت ولى عصر(عج) بهره‏مند گردیده‏اند و چه زیبا به آرزوى خود رسیده‏اند.

خوشبختانه براى راهیابى و درك محضر امام عصر(عج) از ناحیه معصومین (علیهم السلام) و راه‏یافتگان به وصال آن حضرت سفارش هایى شده كه مشتاقان را به مقصود نزدیكتر مى‏سازد و راهنماى آنان براى تشرف به محضر قدسى حضرت مهدى(عج) مى‏گردد.


حضرت مهدى(عج) در نامه‏اى كه خطاب به شیخ مفید مرقوم نموده، فرموده است:

و اگر خدا شیعیان ما را براى طاعت ‏خود موفق بدارد، در اینكه دل هاشان با هم باشد و به عهد خود وفا كنند، بركت ‏به لقاء ما از آنها تاخیر نیفتد و سعادت مشاهده ما به آنها به زودى خواهد رسید. - كه این لقاء و دیدار ما - به سبب حقیقت معرفت و صدقى است كه با ما دارند. پس ما را از آنها دور نمى‏دارد مگر آنچه كه از آنها صادر مى‏شود كه ما از آن كراهت داریم و براى آنها اختیار نمى‏كنیم. 1

و شیخ كلینى در كافى از حضرت امام محمد باقر(علیه السلام) روایت كرده كه هر كس بخواند مسبحات، یعنى سوره حدید، حشر، صف، جمعه، تغابن و اعلى را پیش از خواب، نمیرد تا درك نماید حضرت قائم (علیه السلام) را و اگر مُرد در جوار حضرت پیغمبر(علیه السلام) خواهد بود. 2

و امام صادق(علیه السلام) فرمود: هر كس سوره بنى‏اسرائیل را در هر شب جمعه بخواند نمى‏میرد تا حضرت قائم(عج) را درك كند و از اصحاب و یارانش باشد. 3

و امام باقر(علیه السلام) فرمود:«كسى كه مسبحات را بخواند، از دنیا نمى‏ رود تا حضرت مهدى(عج) را درك كند و اگر جلوتر از دنیا برود، در جهان دیگر در همسایگى رسول خدا(صلی الله علیه و آله) خواهد بود.» 4

شیخ رجبعلى خیاط مردى از پاكان روزگار بوده كه درجات عالى سلوك را پشت‏ سر نهاده و به مراتب عالى معرفت رسیده بود، براى این مرد بزرگ حكایات و كراماتى نقل شده كه در كتاب ارزشمند «تندیس اخلاص‏» تالیف حجة‏الاسلام و المسلمین محمد محمدى رى‏شهرى مذكور است. به علاوه دستورالعمل هاى اخلاقى و سفارش هایى از شیخ رسیده است كه حكایت‏ یكى از آنها چنین است:

جناب شیخ در برابر درخواست هاى مكرر یارانش براى تشرف به محضر مقدس حضرت ولى عصر(عج) سفارش هاى خاصى فرموده است كه از جمله مى‏توان به مورد زیر اشاره كرد:

شبى یكصد بار آیه كریمه «رب ادخلنى مدخل صدق و اخرجنى مخرج صدق واجعل لى من لدنك سلطانا نصیرا» 5 قرائت‏ شود. (تا چهل شب)

یكى از كسانى كه این سفارش شیخ را دریافت كرده و بر آن مداومت كرده است، پس از چهل روز نزد شیخ مى‏آید و مى‏گوید موفق به زیارت حضرت نشده است. شیخ مى‏فرماید: هنگامى كه در مسجد نماز مى‏خواندید، آقاى سیدى به شما فرمودند: «انگشتر در دست چپ كراهت دارد» و شما گفتید: «كل مكروه جائز» هم ایشان امام زمان(علیه السلام) بودند.

حكایت دیگرى نقل شده است كه دو فرد مغازه‏دار عهده‏دار زندگى خانواده سیدى مى‏شوند. یكى از آن دو براى تشرف به محضر امام زمان(علیه السلام) ذكر سفارش شده مرحوم شیخ را شروع مى‏كند. پیش از شب چهلم، یكى از فرزندان خانواده سید نزد او مى‏آید و یك قالب صابون مى‏خواهد. مغازه‏دار مى‏گوید: مادرت هم فقط ما را شناخته، مى‏توانى از دیگرى صابون بگیرى!

امام باقر(علیه السلام) فرمود:«كسى كه مسبحات را بخواند، از دنیا نمى‏ رود تا حضرت مهدى(عج) را درك كند و اگر جلوتر از دنیا برود، در جهان دیگر در همسایگى رسول خدا(صلی الله علیه و آله) خواهد بود.»

شب كه خوابیده است، متوجه مى‏شود از داخل حیاط او را صدا مى‏كنند، بیرون مى‏آید و كسى را نمى‏بیند. پس از آن كه سه بار صدا را مى‏شنود كه با نام او را صدا مى‏زنند، در حیاط را مى‏گشاید، در كوچه سیدى را مى‏بیند كه روى خود را پوشانده است و مى‏گوید: «ما مى‏توانیم بچه‏هایمان را اداره كنیم، ولى مى‏خواهیم شما به جایى برسید.» 6

نقل شده كه سید ابوالحسن حافظیان یكى از مفاخر سرزمین خراسان به نقل از مرحوم شیخ حسنعلى اصفهانى (نخودكى) متوفى‏17 شعبان 1361ه .ق و او هم به نقل از شیخ حسن اصفهانى داستانى به شرح زیر نقل مى‏كند:

امام زمان(ع)

من با قدرت زیادى براى توفیق تشرف به پیشگاه حضرت بقیة‏الله (ارواحنا فداه) تلاش كردم و در این راه از هر ذكر و دعا و توسلى كه بلد بودم فرو نگذاشتم ولى توفیق حاصل نشد. شبى در عالم رؤیا به من گفته شد: شما در این راه موفق نخواهید شد زیرا فلان صفت در شما هست تا این صفت را داشته باشید لیاقت دیدار كعبه مقصود را نخواهید داشت.

چون بیدار شدم توبه و انابه كردم و براى اصلاح خویشتن هر روز چند ساعت در حجره را مى‏بستم و مشغول تلاوت قرآن مى‏شدم، بعدها به نظرم رسید كه این مدت را در خارج شهر و در فضاى آزاد و در محضر قرآن باشم و لذا مدتى طولانى همه روزه به صحرا مى‏رفتم و ساعتها در محضر قرآن بودم و تلاش مى‏كردم كه قرآن را با تدبیر و تعقل تلاوت كنم و اعمال و عقاید خود را با آن تطبیق نمایم. روزى مشغول تلاوت قرآن بودم صدایى شنیدم كه به من گفت: «تا چهل روز هر روز مسبحات را بخوان و شبهاى جمعه سوره مباركه اسراء را بخوان، بعد از چهل روز من مى‏آیم و تو را به محضر شریف حضرت بقیة‏الله (ارواحنا فداه) مى‏برم‏».

(مسبحات عبارتند از سوره‏هایى كه با «سبح‏»، «یسبح‏»، «سبحان‏» آغاز مى‏شوند.)

شیخ حسن اصفهانى مى‏گوید: تا چهل روز هر روز مسبحات را خواندم و شبهاى جمعه سوره اسراء را خواندم. روز چهلم آن ‏هر كس بخواند مسبحات، یعنى سوره حدید، حشر، صف، جمعه، تغابن و اعلى را پیش از خواب، نمیرد تا درك نماید حضرت قائم(علیه السلام) را شخص آمد و گفت: بیا، مقدارى راه رفتم، به دره‏اى رسیدم، در سرازیرى دره به من گفت: من راهنما بودم، من مى‏روم. هنگامى كه تو به آخر دره رسیدى وجود مقدس حضرت كعبه مقصود را بر فراز تپه خواهى دید. چیزى نگذشت كه وجود مقدس حضرت بقیة‏الله (ارواحنا فداه) را در هاله‏اى از نور بر فراز تپه دیدم.

فرمودند: اگر بخواهى یكبار دیگر مرا ببینى وعده من و شما در حرم مطهر جد بزرگوارم على بن‏موسى الرضا(علیه السلام). این را فرمود و از چشمم غایب شد، مدتها گریستم و مهیاى سفر شدم. در مدت چهل روز، خود را به مشهد مقدس رسانیدم، غسل كردم و وارد حرم شدم. كعبه مقصودم را باز در بالاى سر امام رضا(علیه السلام) دیدار كردم. فرمود: وعده من و شما در حرم مطهر جد بزرگوارم حضرت حسین(علیه السلام) این را فرمود و از چشمم غایب شد. ده روز در مشهد اقامت نمودم و سپس راهى عتبات عالیات شدم. دو ماه در راه بودم و بعد از دو ماه به سرزمین مقدس كربلا رسیدم. غسل كردم، وارد حائر حسینى شدم، خورشید امامت را در حرم امام حسین(علیه السلام) زیارت كردم و خود را بر قدم هاى مباركش انداختم.

فرمود: شیخ حسن حاجتت چیست؟

گفتم: آقا آنچه من فقط از شما مى‏خواهم این است كه هر كجا باشم بتوانم شما را زیارت كنم. فرمود: هر وقت ‏خواستى مرا زیارت كنى آیات آخر سوره مباركه حشر (لو انزلنا هذا القرآن ... الى آخر) را با دعاى عهد بخوان. 7

در پایان غزلى از فیض كاشانى را حسن ختام این مقاله قرار مى‏دهیم.

گفتمش: دل بر آتش تو كباب

گفت: جانها زماست در تب و تاب

گفتمش: اضطراب دلها چیست

گفت: آرام سینه‏هاى كباب

گفتمش: اشك راه خوابم بست

گفت: كى بود عاشقان را خواب

گفتمش: بهر عاشقان چه كنى

گفت: برگیرم از جمال نقاب

گفتمش: پرده جمال تو چیست

گفت: بگذر ز خویشتن، دریاب

گفتمش: تاب آن جمالم نیست

گفت: چون بى‏تو گردى، آرى تاب

گفتمش: باده لب لعلت

گفت: از حسرتش توان شد آب

گفتمش: تشنه وصال توام

گفت: زین مى كسى نشد سیراب

گفتمش: جان و دل فدا كردم

گفت: آرى چنین كنند احباب 8



1- دیدار با ابرار، شیخ مفید، احمد لقمانى، ص 35، سازمان تبلیغات اسلامى، تهران، 1374ش.

2- اصول كافى، ج 2، ص‏593، دارالاضواء.

3- فضایل و آثار قرائت‏سوره‏ها، ص 38.

4- همان، ص 74.

5- سوره اسراء، آیه 80.

6- تندیس اخلاص، محمد محمدى رى‏شهرى، مؤسسه فرهنگى دارالحدیث،1376ش، ص 84.

7- سرگذشتهاى تلخ و شیرین قرآن، غلامرضا نیشابورى، ج 2، ص 64.

8- كلیات اشعار فیض كاشانى، ص‏29.


برچسب ها: امام زمان(عج) را چگونه ببینیم؟،

نوشته شده در چهارشنبه 25 اسفند 1389 توسط مجتبی قاسمی

آزمایش مردم


بیم از كشته شدن


آمادگی و استعداد مردم


خالی نماندن زمین از حجت


نداشتن یار و یاور


تعهد نداشتن نسبت به حاكمان جور


غیبت

ولی عصرعلیه السلام از رازهای بسیار پیچیده ای است كه با ظهور او همه حقیقت روشن می گردد. "عبدالله بن فضل هاشمی" می گوید امام صادق علیه السلام فرمود: حضرت صاحب الامر به ناچار غیبتی خواهد داشت، به طوری كه گمراهان در شك واقع می شوند.

سئوال كردم: چرا؟

فرمود: اجازه بیان علتش را نداریم .

گفتم: حكمتش چیست؟


با توجه به این آیه، خداوند متعال در هر زمان و دوره ای، مردم آن دوره را مورد امتحان قرار می دهد تا مومنین واقعی از متظاهرین به دین و ایمان مشخص شوند. امتحان الهی در هر زمان، متفاوت و متناسب با رشد و كمال عقلی مردم آن زمان است. در دوران غیبت كبری، با غایب شدن حجت خدا، مردم به استقامت و پایداری نسبت به دین امتحان می شوند تا منتظرین واقعی از غیر واقعی تمیز داده شده و هر كدام پاداشی در خور موفقیت در این امتحان به دست آورند.

فرمود: همان حكمتی كه در غیبت حجت های گذشته وجود داشت، در غیبت آن جناب وجود دارد، اما حكمتش جز بعد از ظهور او ظاهر نمی شود، چنانكه حكمت سوراخ كردن كشتی و كشتن جوان و اصلاح دیوار به دست حضرت خضر علیه السلام برای حضرت موسی علیه السلام آشكار نشد جز هنگامی كه می خواستند از هم جدا شوند.

ای پسر فضل! موضوع غیبت، سرّی از اسرار خدا و غیبی از غیوب الهی است، چون خدا را حكیم می دانیم باید اعتراف كنیم كه كارهایش از روی حكمت صادر می شود، گرچه تفصیلش برای ما مجهول باشد."

(1)

از این حدیث استفاده می شود كه علت اصلی و اساسی غیبت به دلیل این كه اطلاع بر آن به صلاح مردم نبوده، یا استعداد فهمش را نداشته اند، بیان نشده است.

در عین حال به مواردی از فلسفه غیبت در بعضی از روایات اشاره شده است كه به صورت اختصار بیان می كنیم:


آزمایش مردم

یكی از سنت های الهی، آزمایش مردم است. این سنت در تمام امت های گذشته نیز اجرا شده است. خداوند متعال در قرآن كریم می فرماید: "احسب الناس ان یتركوا ان یقولوا امنا و هم لا یفتنون و لقد فتنا الذین من قبلهم فلیعلمن الله الذین صدقوا و لیعلمن الكاذبین."

(2)

آیا مردم خیال می كنند كه همین كه گفتند ایمان آوردیم رها شده و دیگر امتحان نمی شوند، كسانی را كه قبل از آنها بودند، آزمایش كردیم تا خداوند راستگویان و دروغ گویان را مشخص كند.

غیبت تو خواب را از من ربوده و لباس صبر را بر بدنم تنگ و آرامش را از من سلب كرده است. آقای من! غیبت تو برای همیشه مرا اندوهگین كرده مثل كسی كه تمام بستگانش را یكی پس از دیگری از دست می دهد و تنها می ماند."


با توجه به این آیه، خداوند متعال در هر زمان و دوره ای، مردم آن دوره را مورد امتحان قرار می دهد تا مومنین واقعی از متظاهرین به دین و ایمان مشخص شوند. امتحان الهی در هر زمان، متفاوت و متناسب با رشد و كمال عقلی مردم آن زمان است. در دوران غیبت كبری، با غایب شدن حجت خدا، مردم به استقامت و پایداری نسبت به دین امتحان می شوند تا منتظرین واقعی از غیر واقعی تمیز داده شده و هر كدام پاداشی در خور موفقیت در این امتحان به دست آورند.

"سدیر" می گوید. در خدمت مولایمان امام صادق علیه السلام بودیم، امام علیه السلام روی زمین نشسته و عبائی بی یقه و با آستین كوتاه پوشیده بود، در آن حال مانند پدر فرزند مرده گریه می كرد، آثار حزن از رخسار مباركش نمایان بود و می فرمود: آقای من! غیبت، هزاران سرّ نهان در نظام دین و برنامه های مترفی آن دارد كه درك هر یك، دلی دریایی و چشمی بینا می خواهد تا آنجا كه همه پیامبران هم نمی توانند به تمام اسرار آگاه باشند.

غیبت تو خواب را از من ربوده و لباس صبر را بر بدنم تنگ و آرامش را از من سلب كرده است. آقای من! غیبت تو برای همیشه مرا اندوهگین كرده مثل كسی كه تمام بستگانش را یكی پس از دیگری از دست می دهد و تنها می ماند."

سدیر می گوید: از ناله های جانگداز حضرت، پریشان شده و عرض كردم: ای فرزند رسول خدا! خداوند دیدگان شما را گریان نكند، برای چه این قدر ناراحت و محزون هستید؟

امام صادق علیه السلام آه سوزناكی كشید و [بدین مضمون] فرمود: "قائم ما غیبت طولانی كرده و عمرش طولانی می شود. در آن زمان اهل ایمان امتحان می شوند و به واسطه طول غیبتش، شك و تردید در دل آنها پدید می آید و بیشتر، از دین خود برمی گردند."


بیم از كشته شدن ;

"زراره" گوید امام صادق علیه السلام فرمود: "برای حضرت قائم قبل از ظهورش غیبتی است."

پرسیدم: چرا؟

فرمود: "یخاف علی نفسه الذبحه" (3) بر جانش از كشته شدن می ترسد.


در دوران غیبت، مردم جهان به تدریج برای ظهور آن مصلح حقیقی و سامان دهنده وضع بشر، آمادگی عملی و اخلاقی پیدا می كنند. روش آن حضرت مانند روش انبیاء و اولیاء گذشته نیست تا مبتنی بر اسباب و علل عادی و ظاهری باشد، بلكه روش او در رهبری بر جهان بر مبنای حقایق و حكم به واقعیات، و ترك تقیه و ... است، كه انجام این امور نیاز به تكامل علوم و معارف و ترقی و رشد فكری و اخلاقی بشر دارد، به طوریكه قابلیت برای حكومت واحد جهانی در راستای تحقیق احكام الهی فراهم باشد.

حضرت همواره در معرض كشته شدن بوده و هست زیرا حكام ستمگری كه در طول دوران اسلامی حكم رانده اند (عباسیان و غیر آنان از كسانی كه به ویژه در خاورمیانه حكومت نموده اند) بیشترین تلاش و كوشش خود را صرف پایان بخشیدن به زندگانی حضرت مهدی علیه السلام می نمودند.

خصوصاً پس از آن كه می دانستند كه حضرت مهدی علیه السلام همان كسی است كه تخت های حكمرانان ظلم و جور را متزلزل نموده، در هم خواهد شكست و همان كسی است كه هستی ظالمان را نابود و از استیلاء آنان بر بندگان خدا و كشورها جلوگیری خواهد كرد.

هیچ یك از امامان معصوم به مرگ طبیعی از دنیا نرفتند، بلكه طاغوت های این امت، آنان را شهید كردند، با این كه می دانستند بشارت ها و اخباری كه راجع به حضرت مهدی علیه السلام وارد شده، درباره آنان (یازده امام علیه السلام) وارد نشده است. مثلاً درباره هیچ یك از ائمه علیهم السلام حتی یك حدیث به این مضمون وارد نشده كه دنیا را از عدل و داد پر خواهد ساخت و بر تمام وسایل پیروزی و ظفر برای وی فراهم خواهد آمد، جز درباره وجود مقدس حضرت مهدی علیه السلام.

با چنین خبرهایی، حكومت های جور و ستم در قبال شخصیتی بزرگ كه می خواهد حاكمیت ظلم و ستم را از بین برده و حاكمیت عدل و داد را در سراسر جهان بگستراند، دست روی دست نگذاشته و سكوت نمی كردند و همواره مترصد كشتن چنین انسانی بودند.


آمادگی و استعداد مردم

قانون عرضه و تقاضا در جوامع بشری همواره و در همه جا جاری است و عرضه، مطابق تقاضا می باشد، در غیر این صورت نظام زندگی به هم خورده و تعادل خود را از دست می دهد. این قانون تنها جنبه اقتصادی ندارد بلكه در مسائل اجتماعی نیز جاری است.

بدون تقاضا، عرضه بی فایده است. نیاز به رهبر و پیشوا برای جامعه نیز از این فایده و قانون مستثنی نبوده و در قالب استعداد و آمادگی مردم تحقق پیدا می كند.


حضرت علی علیه السلام فرمود: "بدانید زمین از حجت خدا خالی نمی ماند، ولی خداوند به خاطر ظلم و جور و اسراف مردم بر خودشان، آنها را از دیدار او كور خواهد ساخت. "

در دوران غیبت، مردم جهان به تدریج برای ظهور آن مصلح حقیقی و سامان دهنده وضع بشر، آمادگی عملی و اخلاقی پیدا می كنند. روش آن حضرت مانند روش انبیاء و اولیاء گذشته نیست تا مبتنی بر اسباب و علل عادی و ظاهری باشد، بلكه روش او در رهبری بر جهان بر مبنای حقایق و حكم به واقعیات، و ترك تقیه و ... است، كه انجام این امور نیاز به تكامل علوم و معارف و ترقی و رشد فكری و اخلاقی بشر دارد، به طوری كه قابلیت برای حكومت واحد جهانی در راستای تحقیق احكام الهی فراهم باشد و جامعه بشری به این مطلب برسد كه هیات های حاكمه با روش های گوناگون نمی توانند از عهده اداره امور برآیند، و مكتب های سیاسی و اقتصادی مختلف دردی را درمان نمی كنند، اجتماعات و كنفرانس ها و سازمان های بین المللی و طرح ها و كوشش های آنها به عنوان حفظ حقوق بشر نمی توانند نقشی را ایفاء كنند و از تمام این طرح ها كه امروز و فردا مطرح می شود مایوس شود.

وقتی اوضاع و احوال اینگونه شد و مردم از تمدن منهای دین، معنویت و انسانیت به ستوده آمدند و تاریكی و ظلمت جهان را فرا گرفت، ظهور یك مرد الهی در پرتو عنایت حق، مورد استقبال مردم جهان قرار می گیرد. در این شرایط ، پذیرش جامعه از ندای روحانی یك منادی آسمانی بی نظیر خواهد بود، زیرا در شدت ظلمت و تاریكی، درخشندگی نور نمایان تر می گردد.


خالی نماندن زمین از حجت

حضرت علی علیه السلام فرمود: "لا تخلواالارض من قائم بحجة الله" هیچگاه زمین از كسی كه قائم به امر الهی باشد خالی نخواهد ماند.

از سنت های دائمی الهی این است كه از آغاز آفرینش، بشر را تحت سرپرستی یك راهنما و رهبر قرار داده است و برای هر قوم و ملتی رسولی فرستاده تا آن رسول، مردم را از عذاب الهی بترساند و وصی و خلیفه و جانشین و امام پس از او نیز همان سیره و روش پیامبر را عمل كرده و مردم را به اهداف الهی نزدیك كرده است.

امام صادق علیه السلام می فرماید: "اگر در دنیا دو نفر وجود داشته باشند، یكی از آنها امام و حجت خدا است."

(4)

باز می فرماید: "آخرین كسی كه از این دنیا خواهد رفت، امام است و او حجت خدا بر خلق است و باید او آخرین نفر باشد كه از دنیا می رود، برای این كه كسی بدون حجت و رهبر نماند تا با خدای احتجاج كرده، شكایت نماید كه تكلیف خود را در دنیا نمی دانسته است."

(5)

حضرت علی علیه السلام فرمود: "بدانید زمین از حجت خدا خالی نمی ماند، ولی خداوند به خاطر ظلم و جور و اسراف مردم بر خودشان، آنها را از دیدار او كور خواهد ساخت. "

(6)

با توجه به روایات فوق و بررسی دوران زندگی امامان معصوم علیه السلام كه هیچ كدام با مرگ طبیعی از دنیا نرفتند، اگر آخرین حجت الهی نیز غایب نمی شد و در میان مردم حضور عادی می داشت، یقیناً به سرنوشت امامان دیگر دچار می شد، و مردم برای همیشه از فیض الهی محروم می شدند. خداوند متعال با حكمت بالغه اش آخرین حجت خود را به وسیله غیبت، حفظ و صیانت نموده تا زمین از حجت حق خالی نماند.


نداشتن یار و یاور

یكی از علت های غیبت امام زمان علیه السلام، نبود انصار و اصحاب جهت یاری رساندن به آن حضرت است. از روایات مختلف این نكته برداشت می شود كه نصاب یاران حضرت مهدی علیه السلام 313 نفر می باشد كه با تولد و رشد آنها، یكی از موانع ظهور مرتفع می گردد. انصار و یاران حضرت را می توان به دو گروه تقسیم كرد:

الف- یاران خاص:

كه 313 نفر می باشند و صفات و شاخصه هایی كه در روایات ذكر شده، مربوط به آنها می باشد و در زمان ظهور و حكومت جهانی حضرت، تصدی مناسب مهم حكومتی را به عهده دارند.

از حضرت علی علیه السلام روایت شده است كه فرمودند: "یاران خاص قائم جوانند، بین آنان پیری نیست مگر به میزان سرمه در چشم و یا مانند نمك در غذا كه كمترین ماده غذا نمك است. "

(7)

از امام صادق علیه السلام روایت شده است كه فرمودند: "مردانی اند كه گویی قلب هایشان مانند پاره های آهن است. هیچ چیز نتواند دل های آنان را نسبت به ذات خدا گرفتار شك و تردید سازد. سخت تر از سنگ هستند و ..."

(8)

ب- یاران عام:

نصاب معینی ندارند. در روایات تعداد آنها مختلف و در بعضی از آنها تا 10 هزار نفر در مرحله اول ذكر شده است كه در مكه با حضرت پیمان می بندند.

امام زمان علیه السلام با این تعداد از یاران خاص و عام، قیام جهانی خود را شروع می كند.


تعهد نداشتن نسبت به حاكمان جور

امام صادق علیه السلام فرمود: "یقوم القائم و لیس لاحد فی عنقه عهد ولا عقد ولا بیعه" (9) قائم ما در حالی ظهور می كند كه در گردن او برای احدی عهد و پیمان و بیعتی نیست.

برنامه مهدی موعود، با سایر ائمه اطهار علیهم السلام تفاوت دارد. ائمه علیهم السلام مامور بودند كه در ترویج و انذار و امر به معروف و نهی از منكر تا سر حد امكان كوشش نمایند، ولی سیره و رفتار حضرت مهدی علیه السلام متفاوت با آنان بوده و در مقابل باطل و ستم، سكوت نكرده با جنگ و جهاد، جور و ستم و بی دینی را ریشه كن می نماید. اصلاً اینگونه رفتار از علائم و خصائص مهدی موعود شمرده می شود.

به بعضی از امامان كه گفته می شد: چرا در مقابل ستمكاران قیام نمی كنی؟

جواب می دادند: این كار به عهده مهدی ماست.

به بعضی از امامان اظهار می شد: آیا تو مهدی هستی؟ جواب می داد: مهدی با شمشیر جنگ می كند و در مقابل ستم ایستادگی می نماید ولی من چنین نیستم.

به بعضی عرض می شد: آیا تو قائم هستی؟ پاسخ می داد: من قائم به حق هستم، لیكن قائم معهودی كه زمین را از دشمنان خدا پاك می كند، نیستم.

از اوضاع آشفته جهان و دیكتاتوری ظالمین و محرومیت مومنین شكایت می شد، می فرمودند: قیام مهدی مسلم است، در آن وقت اوضاع جهان اصلاح و از ستمكاران انتقام گرفته خواهد شد. مومنین و شیعیان هم به این نویدها دلخوش بودند و هر گونه رنج و محرومیتی را بر خود هموار می كردند.

اكنون با این همه انتظاراتی كه مومنین بلكه بشریت از مهدی موعود دارند، آیا امكان داشت كه آن جناب با ستمكاران عصر بیعت و پیمان خویش وفادار بماند و در نتیجه هیچ وقت اقدام به جنگ و جهاد نكند، زیرا اسلام عهد و پیمان را محترم شمرده و عمل به آن را لازم دانسته است.

از این رو در احادیث تصریح شده كه یكی از اسرار غیبت و مخفی شدن ولادت حضرت صاحب الامر علیه السلام این است كه ناچار نشود با ستمكاران بیعت كند تا هر وقت خواست، قیام كند و بیعت كسی در گردنش نباشد.


امام حسن مجتبی علیه السلام

فرمود: "ان الله عزوجل یخفی ولادته و یغیب شخصه لئلا یكون لاحد فی عنقه بیعة اذا خرج" خداوند عزوجل ولادت او را مخفی می كند و شخص او را از دیده ها پنهان می سازد تا هنگامی كه ظهور می كند كسی را در گردن او بیعت نباشد.

(10)

پی نوشت ها:


1- مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52، ص 91.

2- سوره عنكبوت، آیه 2

3- شیخ صدوق، كمال الدین و اتمام النمعه، ج 2، باب 44، ج 11، ص 482.

4- علامه حائری، الزام الناصب، ص 4، ر.ك زندگانی حضرت صاحب الزمان، ص 164.

5- همان مدرك .

6- كافی، ج 2، ص 164، ر. ك مكیال المكارم، ص 160.

7- علامه مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52، ص 333، حدیث 10، غیبت نعمانی، باب بیستم .

8- علامه مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52، ص 308.

9- اصول كافی، ج 1، ص 342 .

10- كامل سلیمان، یوم الخلاص، ص 101.

منبع: نشریه مبلغان، شماره

------------------------------------

اداء اجر رسالت

همانطور كه خداوند در قرآن مى فرماید:

«لا اسئلكم علیه اجراً الاّ المودة فى القربى» (61)

اجر و مزد رسالت پیامبر كه انسانها را از آن جاهلیت نجات بخشید مودّت و دوستى با ذوالقربى و دودمان ایشان است كه قطعاً یكى از آنها وجود مقدس حضرت مهدى(علیه السلام) مى باشد.

و از آنجا كه محبّت و مودّت یك امر قلبى است، آثار و نشانه هایى دارد كه در اعضا و جوارح انسان ظاهر مى شود. و چون یكى از مهمترین اعضاء و جوارح براى اظهار محبت زبان است ، مى توان این محبت را با دعا كردن براى آن عزیز و طلب ظهورش ابراز نمود تا در أداء اجر رسالت گامى برداشته باشیم.


آمرزش گناهان

آنچنانكه از روایات استفاده مى شود ذكر و یاد خدا سبب آمرزش گناهان مى گردد چنانچه حضرت رسول اكرم(صلى الله علیه وآله) در ضمن روایتی فرمودند:

«فقد بدّلت سیّئاتكم حسنات و غفرتْ لكم جمیعاً» (62)

یعنى: هرگاه قومى جلسه اى تشكیل داده و در آن یاد خدا مى كنند ندا كننده اى از آسمان صدا مى زند (اى اهل مجلس) برخیزید كه زشتیها و پلیدیهاى شما تبدیل به نیكى و زیبایى گردید و همه ى خطاهاى شما بخشیده شد.

از ضمیمه این روایت با حدیثى كه از امام باقر(علیه السلام) ذكر شده است كه فرمودند:

«انّ ذكرنا من ذكر الله» (63)

یعنى: ذكر و یاد ما (اهل بیت) از مصادق ذكر و یاد خداست.

اینچنین استفاده مى شود كه دعا براى حضرت ولى عصر عجل الله تعالى فرجه الشّریف و درخواست تعجیل در فرج ایشان كه مصداق ذكر و یاد حضرت (که از اهل بین هستند)، از اقسام یاد خدا مى باشد و چون یاد خدا سبب آمرزش گناهان مى شود، یاد آورى و دعا براى آن عزیز غائب از نظر نیز موجب بخشودگى خطاها و لغزشها مى گردد.(64)


دعاى امام زمان در حقّ دعا كننده براى حضرتش

از آثار دعا براى حضرت حجة بن الحسن(علیه السلام) دعا كردن حضرتش در حق دعا كننده او مى باشد و این مطلب نه تنها مقتضى جواب احسانى است كه از آیه شریفه:

«هل جزاء الاحسان الاّ الاحسان»


استفاده مى شود، بلكه در توقیعى كه در كتاب مهج الدعوات ص 303 از آن حضرت نقل شده است اینچنین مى فرمایند:

«و اجعل من یتبعنى لنصرة دینك مؤیدین و فى سبیلك مجاهدین و على من أرادنى و ارادهم بسوء منصورین»


ترجمه: كسى را كه از من پیروى مى كند براى یارى دینت مؤیّد بدار و او را از مجاهدین در راه خود قرار ده و بر كسى كه نسبت به من و آنان سوء قصد دارد پیروز فرما.

چون بدون تردید دعا براى حضرت و تعجیل ظهور آن بزرگوار، پیروى و یارى آن حضرت است. زیرا از اقسام یارى دین مولاى ما حضرت صاحب الزمان (ارواحنا فداه) یارى با زبان است بنابراین دعا براى آن حضرت از انواع یارى زبانى است.

گواه بر گفتار ما تأیید آن، روایتى است كه مرحوم راوندى و كتاب الخرائج نقل مى كند. مى گوید:

گروهى از اهل اصفهان ـ از جمله ابو عباس احمد بن نصر و ابو جعفر محمد بن علویه ـ نقل كرده اند: در اصفهان مردى شیعه به نام عبدالرحمان بود. از او سئوال كردند: علت اینكه امامت امام على النقى (علیه السلام) را پذیرفتى و دنبال فرد دیگرى نرفتى چیست؟ گفت: جریانى از آن حضرت دیدم كه قبول امامت آن حضرت را بر من لازم نمود. من مردى فقیر اما زباندار و پر جرأت بودم به همین جهت در سالى از سالها اهل اصفهان من را برگزیدند تا با گروهى دیگر براى دادخواهى به دربار متوكل برویم. ما رفتیم تا به بغداد رسیدیم هنگامى كه در بیرون دربار بودم خبر به رسید كه دستور داده شده امام على النّقى را احضار كنند. بعد حضرتش را آوردند.

من به یكى از حاضرین گفتم: این شخص كه او را احضار كردند كیست؟ گفت: او مردى علوى و امام رافضى ها ست سپس گفت: به نظرم مى رسد كه متوكل مى خواهد او را بكشد. گفتم: از جاى خود تكان نمى خورم تا این مرد را بنگرم كه چگونه شخصى است؟

او گفت: حضرت در حالى كه سوار بر اسب بودند تشریف آوردند و مردم در دو طرف او صف كشیدند و او را نظاره مى كردند. چون چشمانم به جمالش افتاد محبت او در دلم جاى گرفت و در دل شروع كردم به دعا كردن براى او كه خداوند شرّ متوكل را از حضرتش دور گرداند.

حضرت در میان مردم حركت مى كرد و به یال اسب خود مى نگریست نه به راست نگاه مى كرد و نه به چپ، من نیز دعا براى حضرتش را در دلم تكرار مى كردم.

چون در برابرم رسید رو به من كرد و فرمود:

استجاب الله دعاك، و طوّل عمرك و كثّر مالك و ولدك.


یعنى: خداى دعاى تو را مستجاب كند. و عمر تو را طولانى و مال و فرزند تو را زیاد گرداند.

از هیبت و وقار او بدنم لرزید و در میان دوستانم به زمین افتادم.

دوستانم از من پرسیدند، چه شد؟

گفتم خیر است و جریان را به كسى نگفتم.

پس از آن به اصفهان بازگشتیم. خداوند به سبب دعاى آن حضرت درهایى از مال و ثروت را براى من باز كرد تا جایى كه اگر همین امروز درب خانه ام را ببندم قیمت اموالى كه در آن دارم معادل هزاران هزار درهم است و این غیر از اموالى است كه در خارج خانه دارم. خداوند به سبب دعاى آن حضرت ده فرزند به من عنایت فرمود.

ببینید كه چگونه مولاى ما امام على نقى(علیه السلام) دعاى آن شخص را به خاطر نیكى او جبران و تلافى نمود. براى او دعا فرمود با اینكه از مؤمنان نبود. آیا گمان مى كنید كه اگر در حق مولاى ما صاحب الزمان ارواحنا فداه دعا كنید شما را با دعاى خیر یاد نمى كند با اینكه شما از مؤمنان هستید؟(65)


تشرّف به دیدار حضرت در خواب یا بیدارى

هر كس براى حضرت ولى عصر عجل الله تعالى فرجه دعا كند توفیق پیدا مى كند كه به دیدار آن امام غائب مشرّف گردد.

و دلیل این مسأله هم مطالبى هست كه همراه بعضى از ادعیه مربوط به حضرت بیان شده است كه به عنوان نمونه چند مورد ذكر مى گردد:

الف: عن الصادق

(علیه السلام) انه قال:


«من قال بعد صلاة الفجر و بعد صلاة الظهر: «اللهم صلّ على محمّد و آل محمد و عجّل فرجهم» لم یمت حتى یدرك القائم من آل محمد

(صلى الله علیه وآله)»(66)


یعنى: امام صادق(علیه السلام) فرمودند:

هر كس بعد از نماز صبح و ظهر بگوید:

«اللهم صلّ على محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم»


نمى میرد تا اینكه قائم آل محمّد(صلى الله علیه وآله) را درك كند.

ب: و همچنین شیخ جلیل القدر حسن بن فضل طبرسى رحمه الله نقل مى كند كه هر كس این دعا را بعد از هر فریضه اى بخواند و بر آن مداومت كند عمر او طولانى مى شود و مشرّف به دیدار حضرت صاحب الامر(علیه السلام) گردد.

«اللهم صلّ على محمد و آل محمد، اللهمّ انّ رسولك الصّادق المصدّق صلواتك علیه و آله قال انّك قلت ما تردّدتُ فى شىء أنأ فاعله كتردّدى فى قبض روح عبدى المؤمن یكره الموت و أنا أكره مَساَئته


اللهمّ فصلّ على محمّد و آل محمّد و عجّل لأولیائك الفرج و النّصر و العافیة و لا تسوئنى فى نفسى و لا فى

فلان اسم هر كس را مى خواهى ذكر مى كنى»(67)


طول عمر

دعا براى حضرت حجة بن الحسن(علیه السلام) موجب طول عمر مى شود دلیل این مطلب علاوه بر آنچه از دعائیكه(68) براى ایشان در بحث تشرف به دیدار حضرتش ذكر شده از نكته اى لطیف استفاده مى شود به این شكل كه:

در مورد آیه شریفه ى:

«الذین یصلون ما امر الله به ان یوصل» (69)

یعنى: از اوصاف صاحبان عقل و درایت این است كه [ایشان به آنچه از خداوند امر به اتصال و ارتباط با آن كرده متصل و نزدیك مى شوند.

حدیثى از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است كه مى فرمایند:

«نزلتْ فى رحم آل محمد و قد تكون فى قرابتك ثم قال: فلا تكوننّ ممن یقول للشىء انّه فى شىء واحد»(70)


یعنى این آیه شریفه درباره ى خاندان و دودمان رسول گرامى اسلام حضرت محمد(صلى الله علیه وآله) نازل شده است و ممكن است درباره خویشاوندان خود مسلمانان نیز باشد كه خداوند امر به اتصال و ارتباط با هر دو گروه نموده است و نباید از این دو یكى را انتخاب نمایى همچنانكه در حدیث نبوى آمده است:

«أنا و علىٌ ابوا هذه الامّة»


یعنى من و على دو پدر این امت هستیم.

پس هر گاه حضرت رسول اكرم(صلى الله علیه وآله) و حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) پدران دینى حساب شوند خاندان ایشان نیز از خویشاوندان مسلمانان به شمار مى آیند.

و از طرفى دیگر احادیثى بسیار درباره فضلیت آثار صله رحم و دیدار و برقرار كردن ارتباط با خویشاوندان ذكر گردیده مثل حدیثى كه از حضرت رضا(علیه السلام) نقل شده است كه فرمودند:

«یكون الرجل یصل رحمه فیكون قد بقى من عمره ثلاث سنین، فیصّیرها الله ثلاثین سنة و یفعل الله ما یشاء» (71)

یعنى مردى با یكى از خویشاوندان خود ارتباط برقرار مى كند در حالیكه فقط سه سال از عمر او باقى مانده است (ولى به سبب این ارتباط) خداوند عمر او را به سى سال تبدیل مى كند و خداوند هر كارى را اراده كند، انجام دهد.

از پیوند این موضوع با بحث بالا متوجه مى شویم آنجا كه ارتباط وصله با خاندان عصمت همچون خویشاوند انسان بدین شكل مورد تأكید قرار گرفته است از جمله ى اثرات آن طول عمر مى باشد و در این زمان كه گرامى ترین خاندان پیامبر وجود مقدس حضرت ولى عصر(علیه السلام) هستند یكى از بهترین راههاى برقرارى ارتباط با آن بزرگوار، دعا كردن براى ایشان و درخواست تعجیل در فرجشان از درگاه خداوند مى باشد كه موجب طولانى شدن عمر نیز مى گردد.


برچسب ها: اسرار غیبت امام زمان (عج) و تشرف به دیدار حضرت در خواب یا بیداری،

نوشته شده در سه شنبه 24 اسفند 1389 توسط مجتبی قاسمی
موضوع: امام زمان (عج) -

انواع علایم ظهور

علائم ظهور منجی عالم بشریت حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ به سه دسته تقسیم می شوند:

دسته اول: علائمی كه مخصوص به خود آن حضرت هستند. كه هر وقت، بر خود حضرت ظاهر شوند حضرت متوجه قیام خود شده و ظهور می فرمایند، مثل بیرون آمدن شمشیر حضرت از غلاف باز شدن پرچم و علائم دیگر.

دسته دوم: ق


دسته سوم: علائم غیر حتمی، هستند كه نشان از نزدیكی ظهور حضرت بوده و رخ دادن آنها حتمی نیست یعنی این احتمال وجود دارد كه ظهور بدون این علائم تحقق یابد و در روایات و احادیث معصومین(علیهم السلام) به آنها اشاره شده است

علائم حتمی ظهور

علائم حتمی، علائمی هستند كه پیش از ظهور حتما اتفاق خواهند افتاد. با ظهور این علائم، مردم متوجه نزدیك شدن، و به پایان رسیدن شب سیه و ظلمانی می شوند و پس از آن حضرت ظهور می فرمایند و جهان را با عدالت و حكومت خود، از ظلمها و بدیها می رهانند.
در اینجا به تبیین برخی از علائم حتمی ظهور می پردازیم :


1.دجّال:

دجال شخصی است كه در برخی روایات توصیفاتی برای او ذكر شده است مانند دجال مردی چاق،‌سرخ ‌رو، موی سر مجعّد، چشم راست او اعور، چشم او مانند دانه انگوری است كه بر روی آب قرار دارد

محل خروج دجال است كه در روایات مكآنهای مختلفی برایش نقل شده است از جمله اصفهان، خراسان، سجستان و همچنین سرنوشت دجال كه عاقبت به دست چه كسی به هلاكت می‌رسد كه در این باره روایات دو دیدگاه را مطرح می‌كنند بعضی قائلند كه به دست حضرت عیسی و بعضی به دست حضرت مهدی (عج) جهت اختصار ما در پی ذكر روایات نیستیم.


2. سفیانی:

در خصوص سفیانی دو دسته روایت داریم:
دسته اول اینكه: پیش از ظهور حضرت حجت (عج) مردی از نسل ابوسفیان خروج می كند كه مردی است ظاهرالصلاح و به ذكر خدا مشغول ولی پلید و فریبكار است و دولت عباسی را برای همیشه منقرض می كند و شیعیان زیادی را به قتل می رساند و از ظهور آن حضرت اطلاع می یابد لشگری برای كشتن آن حضرت می فرستد كه در بیابان بین مكه و مدینه در زمین فرو می روند.
دسته دوم: اینكه سفیانی جنبه توصیفی داشته باشد نه شخصی یعنی در مقابل هر مرد انقلابی و مصلح راستین یك (یا چند) سفیانی قد علم خواهند كرد.

3-سید حسنی

بر اساس احادیث و روایات، خروج سید حسنی، ‌از نشانه‌های ظهور حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ است.
امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمودند: سید حسنی جوانی خوش سیماست كه از سرزمین دیلم و قزوین برای نصرت و یاری آل محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ قیام می‌نماید و با بانگی رسا و بیانی شیوا فریاد بر می‌آورد كه به یاری آل محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ برسید و از شما طلب یاری می‌كند. مردان از طالقان كه شوق شدید به جهاد دارند به او پاسخ مثبت می‌دهند

سید حسنی، پس از دوران طولانی، زمام امور مناطقی را به دست می‌گیرد و اندكی پیش از ظهور به سوی عراق وكوفه می‌رود و از دیلم و قزوین تا كوفه زمین را از لوث وجود ظالمان پاك می‌كند و سرانجام كوفه را محل اقامت خویش قرار می‌دهد؛ مدتی در كوفه اقامت می‌نمایند و سپس «خبر ظهور مهدی (عج) به ایشان می‌رسد، سید با یارانش به محضر حضرت مشرف می‌شوند و از آن حضرت مطالبه دلایل امامت و موارث انبیاء را می‌نماید.

4-قیام سید خراسانی

قیام سید خراسانی یكی از علائم و نشانه های ظهور مهدی موعود (عج) معرفی شده است و روایات زیادی در این زمینه نظیر روایت ذیل وجود دارد «خروج خراسانی،‌سفیانی و یمانی در یك سال و یك ماه و یك روز است.» و در برخی از روایات خراسانی و سفیانی به دو اسب مسابقه تشبیه شده اند كه خراسانی از مشرق و سفیانی از مغرب به طرف كوفه در حركت اند در مجموع از روایات چنین استفاده می شود كه قیام سید خراسانی از مشرق زمین آغاز و به سوی عراق به پیش می رود

در مورد صفات جسمانی سید خراسانی نیز برداشتهای متفاوت و گوناگون وجود دارد مثلاً از كلمه «فتی» كه در روایات مربوط به سید خراسانی یا حسنی ذكر شده است بعضی جوانی سنی را فهمیده و در نتیجه می گویند سید خراسانی هنگام قیامش، جوان است در حالی كه برخی دیگر جوان مردی را معنی مناسب برای آن می دانند و می گویند جوان مردی یكی از ویژگی های سید خراسانی است نه اینكه سید خراسانی هنگام قیام در سنین جوانی قرار داشته باشدیكی دیگر از صفات جسمانی سید خراسانی داشتن خال بر گونه و یا دست راست است و در تفسیر آن نیز احتمالات مختلف وجود دارد كه آیا به معنی خال معروف است و یا اینكه از ماده خلل و به معنی آسیب دیدگی و نقص است.

علائم غیر حتمی

علایم غیرحتمی، با ظهور ارتباط استلزامی ندارند، زیرا ممكن است برخی از آنها اصلا واقع نشود ولی ظهور تحقق یابد. و احتمال دارد برخی از نشانه‌ها حادث شود ولی ظهور توأم و همزمان با آنها شكل نگیرد و بدین بیان كه: این نشانه‌ها، بیانگر ظرف تحقق ظهور باشند، مانند اینكه گفته شود: نامه رسان هنگامی می‌آید كه هوا صاف باشد. منظور این است كه نامه رسان در زمان نامساعد بودن هوا نخواهد آمد، نه این كه هر وقت هوا صاف بود او می‌آید. در باب علایم ظهور نیز مراد این است كه حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ در غیر این اوضاع ظهور نخواهد فرمود، نه این كه هر وقت این اوضاع پدیدار شد،‌ حضرتش باید ظهور كند. از مباحث یاد شده بر می‌آید كه فساد و... شرط ظهور نبوده بلكه نشانه‌های ظهور هستند.

از جمله علائم غیر حتمی ظهور، گسترش و فراگیر شدن فساد می باشد.
- یكی دیگر از علائمی كه در روایات به آن اشاره و تاكید شده است، تعطیلی امر به معروف و نهی از منكر در جهان و خصوصاً در بین مسلمین می باشد

- علامت دیگر كه به عنوان علامت آخر الزمان در روایات وارد شده است، ترویج ربا خواری می باشد.

- علامت دیگر، قطع رحم می باشد. در حدیث شریفی از پیامبر وارد شده است كه «در آخر الزمان قطع رحم شایع گردیده و مردم به خاطر طعام دادن بر هم منّت گذارند، آنگاه كه بزرگترها بر كوچكترها محبت نكنند و حیای كوچكترها بسیار كم شود.»


- یكی دیگر از علائم این است كه پدران فرائض مذهبی و دینی را به فرزندان خود یاد ندهند و به فكر یادگیری فرائض الهی و مسائل دینی از ناحیه فرزندان خود نباشند. و در روایت آمده است كه پدران به این قانع هستند كه فرزندان آنها متاع ناچیزی از دنیا بدست آورند.
- و در روایتی امام صادق ـ علیه‌السّلام ـ به یكی از یاران خود نشانه های ظهور را چنین برمی شمرد:


1. هرگاه دیدی كه حق بمیرد و طرفدارانش نابود شوند.

2. و دیدی كه: ظلم و ستم فراگیر شده است.

3. و دیدی كه: قرآن فرسوده و بدعت‌هائی از روی هوا و هوس،در مفاهیم آن آمده است.

4. و دیدی كه: دین خدا (عملاً) توخالی شده، همانند ظرفی كه آن را واژگون سازند. 5

. و دیدی كه: طرف‌داران و اهل باطل بر اهل حق پیشی گرفته‌اند.

6. و دیدی كه: كارهای بد آشكار شده و از آن نهی نمی‌شود و بدكاران بازخواست نمی‌شوند.

7. و دیدی كه: مردان به مردان و زنان به زنان اكتفا كنند.

8. و دیدی كه: افراد (به ظاهر) با ایمان سكوت كرده و سخنشان را نمی‌پذیرند.

9. و دیدی كه: شخص بدكار دروغ گوید: و كسی دروغ و نسبت ناروای او را رد نمی‌كند.

10. و دیدی كه: بچه‌ها، به بزرگان احترام نمی‌گذارند.

11. و دیدی كه: قطع پیوند خویشاوندی شود. 12. و دیدی كه:‌ بدكار را ستایش كنند و او شاد شود و سخن بدش به او برنگردد. 13. و دیدی كه: نوجوانان پسر، همان كنند كه زنان می‌كنند. 14. و دیدی كه: زنان با زنان ازدواج كنند. 15. و دیدی كه: انسانها اموال خود را در غیر اطاعت خدا مصرف می‌كنند و كسی مانع نمی‌شود. 16. و دیدی كه: افراد با دیدن كار و تلاش نامناسب مؤمنین، به خدا پناه می‌برند. 17. و دیدی كه: مدّاحی دروغین از اشخاص، زیاد شود. 18. و دیدی كه: همسایه همسایه خود را اذیت می‌كند و از آن جلوگیری نمی‌شود. 19. و دیدی كه: كافر به خاطر سختی مؤمن، شاد است. 20. و دیدی كه: شراب را آشكار می‌آشامند و برای نوشیدن آن كنار هم می‌نشینند و از خداوند متعال نمی‌ترسند. 21. و دیدی كه: كسی كه امر به معروف می‌كند خوار و ذلیل است. 22. و دیدی كه: آدم بدكار در آنچه آن را خداوند دوست ندارد، نیرومند و مورد ستایش است. 23. و دیدی كه: اهل قرآن و دوستان آنها خوارند. 24. و دیدی كه: راه نیك بسته و راه بد باز است. 25. و دیدی كه: خانه كعبه تعطیل شده و به تعطیلی آن دستور داده می‌شود. 26. و دیدی كه: انسان به زبان می‌گوید ولی عمل نمی‌كند. 27. و دیدی كه: مؤمن، خوار و ذلیل شمرده می‌شود. 28. و دیدی كه: بدعت و زنا آشكار شود. 29. و دیدی كه: مردم به شهادت و گواهی ناحق اعتماد كنند. 30. و دیدی كه: حلال، حرام شود و حرام، حلال گردد. 31. و دیدی كه: دین براساس میل اشخاص معنی شود و كتاب خدا و احكام آن تعطیل گردد. 32. و دیدی كه: جرأت بر گناه آشكار شود و دیگر كسی برای انجام آن منتظر تاریكی شب نگردد. 33. و دیدی كه: مؤمن نتواند نهی از منكر كند مگر در قلبش. 34. و دیدی كه: ثروت بسیار زیاد در راه خشم خدا خرج گردد. 35. و دیدی كه: سردمداران به كافران نزدیك شوند و از نیكوكاران دور شوند. 36. و دیدی كه: والیان در قضاوت رشوه بگیرند. 37. و دیدی كه: پست‌های مهمّ والیان براساس مزایده است نه بر اساس شایستگی. 38. و دیدی كه: مردم را از روی تهمت و یا سوءظن بشكند. 39. و دیدی كه: مرد به خاطر همبستری با همسران خود مورد سرزنش قرار گیرد. 40. و دیدی كه: زن بر شوهر خود مسلط شود و كارهایی كه مورد خشنودی شوهر نیست انجام می‌دهد و به شوهرش خرجی می‌دهد. 41. و دیدی كه: سوگندهای دروغ به خدا بسیار گردد. 42. و دیدی كه: مشروبات الكلی بطور آشكار بدون مانع خرید و فروش می‌شود. 43. و دیدی كه: آشكار قماربازی شود. 44. و دیدی كه: مردم محترم توسط كسی كه مردم از سلطنتش ترس دارند، خوار شوند. 45. و دیدی كه: نزدیك‌ترین مردم به فرمانداران، آنانی هستند كه به ناسزاگویی به ما خانواده عصمت ـ علیهم‌السّلام ـ ستایش شوند. 46. و دیدی كه: هركس ما را دوست دارد او را دروغ‌گو خوانده و گواهی‌اش را قبول نمی‌كنند. 47. و دیدی كه: در گفتن سخن باطل و دروغ بر همدیگر رقابت كنند. 48. و دیدی كه: شنیدن سخن حق بر مردم سنگین است ولی شنیدن باطل برایشان آسان است. 49. و دیدی كه: همسایه از ترس زبان به همسایه احترام می‌كند.

50. و دیدی كه: حدود الهی تعطیل شود و طبق هوا و هوس عمل شود. 51. و دیدی كه: مسجدها طلاكاری (زینت داده) شود. 52. و دیدی كه: راستگوترین مردم نزد آنها مفتریان درغگو است. 53. و دیدی كه: بدكاری آشكار شده و برای سخن‌چینی كوشش می‌شود. 54. و دیدی كه: ستم و تجاوز شایع شده است. 55. و دیدی كه: غیبت، سخن خوش آنها شود و بعضی بعض دیگر را به آن بشارت كنند. 56. و دیدی كه: صبح و جهاد برای خدا نیست. 57. و دیدی كه: سلطان به خاطر كافر، شخص مؤمن را خوار كند. 58. و دیدی كه: خرابی بیشتر از آبادی است. 59. و دیدی كه: معاش انسان از كم‌فروشی به دست می‌آید. 60. و دیدی كه: خون‌ریزی آسان گردد. 61. و دیدی كه: مرد به خاطر دنیایش ریاست می‌كند. 62. و دیدی كه: نماز را سبك شمارند. 63. و دیدی كه: انسان ثروت زیادی جمع كرده، ولی از آغاز آن تا آخر، زكاتش را نداده است. 64. و دیدی كه: قبر مرده‌ها را بشكافند و آنها را اذیت كنند.65. و دیدی كه: هرج و مرج بسیار است. 66. و دیدی كه: مرد روز خود را با مستی به شب می‌رساند، و شب خود را نیز به همین منوال به صبح برساند و هیچ اهمیّتی به برنامه مردم ندهد. 67. و دیدی كه با حیوانات آمیزش می‌شود. 68. و دیدی كه مردم به مسجد (محل نماز) می‌رود وقتی برمی‌گردد لباس در بدن ندارد، (لباس را دزدیده‌اند). 69. و دیدی كه: حیوانات همدیگر را بدرند. 70. و دیدی كه: دل‌های مردم سخت و دیدگان‌شان خشك و یاد خدا برایشان گران است. 71. و دیدی كه: بر سر كسب‌های حرام آشكار را رقابت كنند. 72. و دیدی كه: نمازخوان برای خودنمایی نماز می‌خواند. 73. و دیدی كه: فقیه برای دین خدا فقیه نمی‌آموزد و طالب حرام ستایش و احترام می‌گردد. 74. و دیدی كه: مردم در اطراف قدرتمندانند. 75. و دیدی كه: طالب حلال، مذمت و سرزنش می‌شود و طالب حرام، ستایش و احترام می‌گردد. 76. و دیدی كه: در مكه و مدینه كارهایی می‌كنند كه خدا دوست ندارد و كسی از آن جلوگیری نمی‌كنند و هیچ‌كس بین آنها و كارهای بدشان مانع نمی‌شود. 77. و دیدی كه:‌ آلات موسیقی و لهو در مدینه و مكه آشكار گردد. 78. و دیدی كه مرد سخن حق گوید و امر به معروف و نهی از منكر كند، ولی دیگران او را از این كار برحذر می‌دارند. 79. و دیدی كه: مردم به همدیگر نگاه می‌كنند، و از مردم بدكار پیروی نمایند. 80. و دیدی كه: راه نیك خالی و راه رونده ندارند. 81. و دیدی كه: مرده را مسخره كنند و كسی برای او اندهگین نشود. 82. و دیدی كه: سال به سال بدعت و بدی‌ها بیشتر شود. 83. و دیدی كه: مردم و جمیعت‌ها جز از سرمایه‌داران پیروی نكنند. 84. و دیدی كه: به فقیر چیزی را دهند كه برایش بخندند، ولی در راه غیر خدا ترحّم است. 85. و دیدی كه: علائم آسمانی آشكار شود و كسی از آن نگران نشود. 86. و دیدی كه: مردم مانند حیوانات در انظار یكدیگر عمل جنسی به جای می‌آورند و كسی از ترس مردم از آنها جلوگیری نمی‌كند. 87. و دیدی كه: انسان در راه غیر خدا بسیار خرج كند، ولی در راه خدا از اندك هم مضایقه دارد. 88. و دیدی كه: حقوق پدر و مادر رواج دارد و فرزندان هیچ احترام برای آنها قایل نیستند بلكه نزد فرزند از همه بدترند. 89. و دیدی كه: زنها بر مسند حكومت بنشینند و هیچ كاری جز خواسته آنها پیش نرود. 90. و دیدی كه: پسر به پدر نسبت دروغ بدهد، و پدر و مادرش را نفرین كند و از مرگ‌شان شاد گردد. 91. و دیدی كه: اگر روزی بر مردی بگذرد، ولی او در آن گناه بزرگی مانند بدكاری، كم‌فروشی و زشتی انجام نداده ناراحت است. 92. و دیدی كه: قدرتمندان غذای عموم مردم را احتكار كنند. 93. و دیدی كه: اموال حق خویشان پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ (خمس) در راه باطل تقسیم گردد و با آن قماربازی و شراب‌خواری شود. 94. و دیدی كه: به وسیله شراب بیمار را مداوا و برای بهبودی آن تجویز كنند. 95. و دیدی كه: در امر به معروف و نهی از منكر و ترك دین بی‌تفاوت و یك‌سانند. 96. و دیدی كه: سر و صدای منافقان برپا، امّا صدای حق‌طلبان خاموش است. 97. و دیدی كه: برای اذان نماز مزد می‌گیرند. 98. و دیدی كه: مسجدها پر است از كسانی كه از خدا نترسند و غیبت هم نمایند. 99. و دیدی كه: خورندگان اموال یتیمان ستوده شوند.

100. و دیدی كه:‌ قاضیان برخلاف دستور خداوند قضاوت كنند.

101. و دیدی كه: استان‌داران از روی طمع، خائنان را امین خود قرار دهند.

102. و دیدی كه: فرمان‌روایان، میراث مستضعفان را در اختیار بدكاران از خدا بی‌خبر قرار دهند.

103. و دیدی كه: بر روی منبرها از پرهیزكاری سخن می‌گویند، ولی گویندگان آن پرهیزكار نیستند.

104. و دیدی كه: صدقه را با وساطت دیگران، بدون رضای خداوند و به خاطر درخواست مردم بدهند.

105. و دیدی كه: وقت (اول) نمازها را سبك بشمارند.

106. و دیدی كه: هم و هدف مردم شكم و شهوت‌شان است. 107. و دیدی كه: دنیا به آنها روی كرده است.

108. و دیدی كه: نشانه‌های برجسته حق ویران شده است؛

در این وقت خود را حفظ كن و از خداوند بخواه كه از خطرات گناه نجاتت بدهد

مكان ظهور

طبق روایات متواتر از طریق شیعه و سنى، كه قیام شكوه مند آن مصلح جهانى از سرزمین و از مسجد الحرام، كنار كعبه ى معظمه، آغاز خواهد شد و تعداد سیصد و سیزده تَن از اصحاب او كه فرماندهان لشكرى و كشورى آن حضرت هستند، در میان ركن و مقام، با آن حضرت بیعت مى كنند. آن گاه، تعداد دَه هزار نفر تكمیل مى شود و وجود مقدّس حضرت بقیه الله (عج) با سپاه دَه هزار نفرى، از مكّه حركت مى كنند و به اصلاح جهان مى پردازند

مفضّل از حضرت صادق(علیه السلام) مى پرسد: «اى آقاى من! حضرت مهدى (عج) از كجا و چه گونه ظهور مى كند؟». حضرت فرمودند: «اى مفضل! او به تنهایى ظهور مى كند و به تنهایى كنار كعبه مى آید و به تنهایى شب را در آن جا مى گذراند.».
در روایت دیگرى مى فرماید: «چون مهدى به در آید، به مسجدالحرام رود. رو به كعبه و پشت به مقام ابراهیم بایستد. دو ركعت نماز گزارد. آن گاه فریاد برآورد: «اى مردمان! منم یادگار امام و یادگار نوح و یادگار ابراهیم و یادگار اسماعیل. منم یادگار موسى و عیسى و محمد... منم صاحب قرآن و زنده كننده ى سنّت..

منبع:اندیشه قم


برچسب ها: انواع علایم ظهور امام زمان،

نوشته شده در پنجشنبه 19 اسفند 1389 توسط مجتبی قاسمی
موضوع: امام زمان (عج) -

فایده و سرّ غیبت

برای غیبت با توجه به مجموعه روایات و رهنمودهای معصومین علیهم السلام ، حکمت هایی ذکر شده است. از جمله اسرار غیبت آن است در دوره غیبت ملل جهان به تدریج برای ظهور آن مصلح حقیقی و سامان دهنده وضع بشر آمادگی علمی و اخلاقی و عملی پیدا می کنند؛ زیرا ظهور آن حضرت چون ظهور انبیا و سایر حجت های الهی نیست که مبتنی بر علل عادی و ظاهری باشد. روش آن حضرت در رهبری جهانیان مبنی بر حقایق و واقعیت ها و ترک تقیه خواهد بود و این امر نیاز به تکامل علوم و معارف و رشد فکری و اخلاقی بشر دارد؛ به طوری که استعداد عالم گیر شدن تعالیم اسلام و جهانی شدن حکومت قرآن فراهم باشد.

آزمون مردم

غیبت امام عصر(عج) سبب می شود تا نفاق پنهان عده ای آشکار، و ایمان حقیقی مؤمنان واقعی معلوم شود و مردم در کوره حوادث این دوران آزموده و خوب و بد آنها مشخص گردد. لذا وقتی از امام باقر علیه السلام پرسیدند فرج شما اهل بیت کی فرا خواهد رسید، حضرت فرمودند: این امر واقع نخواهد شد، مگر زمانی که شما غربال شوید و افراد آلوده و پاکان و مخلصان از همدیگر به طور کامل جدا شوند.

ظهور امام زمان(عج) و شروط آن

ظهور امام زمان(عج) متوقف بر شرط هایی است که از جمله آنهاست: وجود یاران فداکار و با ایمان که با تمام وجود آماده فداکاری در راه حاکمیت بخشیدن احکام الهی باشند و لحظه ای از پیروی دستور حجت الهی غفلت نکنند. شرط دیگر آمادگی فکری و اعتقادی توده مردم است که با شنیدن دعوت رهایی بخش امام زمان(عج)، با جان و دل پذیرا باشند و زمینه را برای هرچه بهتر و بیشتر فراهم شدن حکومت عدل جهانی آماده سازند.

علایم ظهور

گرچه برای ظهور امام زمان(عج) وقت خاصّی ذکر نشده، اما در لابلای روایات اهل بیت علیهم السلام به وقایعی به عنوان نشانه های ظهور اشاره شده است که مقارن یا به دنبال آن، ظهور حضرت مهدی(عج) واقع خواهد شد. این نشانه ها را از جهات مختلفی طبقه بندی می کنند. از بخش مهمّی از این علایم به عنوان نشانه های غیرحتمی ظهور یاد می کنند که تعداد آنها بیش از صدها مورد است که از جمله در یکی از روایات امام صادق علیه السلام به حدود 108 مورد تصریح شده است که برخی از آنها عبارتند از: فراگیر شدن ستم، پیدایش بدعت ها، بی توجهی به حق، گرایش به باطل، رو برتافتن از قرآن، بی احترامی به بزرگان، حرام شدن حلال و حرام شدن حلال، ترک امر به معروف و نهی از منکر، علنی شدن گناهان بزرگ، زیاد شدن خونریزی، سبک شمردن نماز، رقابت بر سر کسب های حرام و روی آوردن مردم به رشوه و سوگند دروغ و لهو و لعب.

چگونگی ظهور مهدی(عج)

وقتی زمان ظهور فرا رسد به دنبال ندایی آسمانی که مردم را به پیروی از حقّ دعوت خواهد کرد، حضرت مهدی(عج) در کنار خانه خدا ـ در میان رکن و مقام ـ حاضر می شود و از پیروان خود که حدود 313 نفرند بیعت می گیرد. آنگاه اوّلین سخنرانی خود را در کنار خانه خدا خطاب به مردم ایراد می کند و از جمله می فرماید: هرکس می خواهد آدم و شیث را ببیند اینک منم آدم و شیث. هرکس بخواهد نوح و سام و... ابراهیم و اسماعیل و... موسی و یوشع و... عیسی و شمعون و... محمّد و علی علیه السلام را ببیند اینک منم نوح و سام و... محمد و علی... آنگاه از تک تک کتاب های آسمانی از جمله تورات و انجیل و قرآن آیاتی تلاوت کرده، مردم را به پیروی کامل از احکام الهی فرا می خواند. به دنبال آن لحظه به لحظه، مردم به یاران آن حضرت می پیوندند. سپس به کمک امدادهای پنهان و پیدای الهی و حمایت مردم و فداکاری یاران با ایمان و مخلص، بعد از مبارزه با دشمنان، حکومت عدل جهانی را در سرتاسر عالم حاکمیت می بخشند.


برچسب ها: غیبت و ظهور مهدی(عج)،

نوشته شده در دوشنبه 16 اسفند 1389 توسط مجتبی قاسمی
موضوع: امام زمان (عج) -

مهدی

«مهدی» یکی از مشهورترین نام های حضرت است. امام باقر علیه السلام درباره دلیل نام گذاری آن حضرت به این اسم، می فرمایند: قائم آل محمد(عج) را به این دلیل، مهدی می نامند که او، مردم را به آن دسته از اموری که برایشان پوشیده است، هدایت خواهد کرد. وی، تورات اصلی و دیگر کتاب های پیامبران پیشین را از مخفی گاه آنها، بیرون خواهد ساخت. حضرت صادق نیز در این باره می فرمایند: به آن حضرت، مهدی گفته اند؛ زیرا او مردم را به امری که آن را گم کرده اند، هدایت می کند.

قائم

قائم، یکی از القاب حضرت مهدی(عج) است، امام رضا علیه السلام در تبیین دلیل این نام گذاری، می فرمایند: حضرت صاحب الامر(عج) را قائم نامیده اند، چون او، به حق، قیام خواهد کرد. شیخ صدوق نیز در کمال الدین نقل می کند که «صقر بن دلف» گفت: روزی از حضرت امام محمدتقی علیه السلام پرسیدم: یابن رسول اللّه، چرا فرزند امام عسکری علیه السلام را قائم نامیدند؟ آن حضرت فرمودند: برای این که او ،اصل امامت را پس از فراموش شدن و روی گرداندن بیشتر مردم از آن، دوباره مطرح خواهد ساخت.

منتَظَر

از امام جواد علیه السلام روایت شده است که حضرت مهدی(عج) را منتظَر می نامند؛ چون دوران غیبت برای وی، بسیار طولانی خواهد بود. مخلصان امت با وجود طولانی شدن این دوره، ظهور او را انتظار خواهند کشید، ولی شک کنندگان، دچار تردید خواهند شد و او را انکار خواهند کرد.

همچنین آن حضرت را منتظِر نیز نامیده اند؛ زیرا وجود مبارک امام زمان(عج) همواره در حال انتظار به سر می برند، تا اجازه قیام و ظهورشان از سوی خداوند متعال صادر شود. آنگاه ستم را از زمین بزدایند و آن را از عدل و داد پُر سازند.

حجت اللّه

در دسته ای از روایت ها و دعاها، امام عصر(عج) را حُجّت یا حجّة اللّه نامیده اند. درباره دلیل این نام گذاری، نظرهای گوناگونی بیان شده است. از جمله گفته اند: خداوند تبارک و تعالی به وسیله آن حضرت بر بندگانش، اتمام حجّت می کند و به همه پرسش ها و شبهه های آنان پاسخ می دهد. به گونه ای که در سرپیچی از حق، برای هیچ کس، بهانه ای باقی نخواهد ماند. برخی نیز گفته اند: امام زمان(عج) حجة اللّه است؛ به این معنی که حکومت الهی بر همه خلایق، به دست آن حضرت تحقق خواهد یافت.

صاحب الامر

امام مهدی(عج) را صاحب الامر نیز می نامند؛ زیرا آن حضرت، رهبر و پیشوایی است که خداوند تبارک و تعالی، پیروی از ایشان را بر همه بندگان خود، واجب دانسته است. از جمله در قرآن کریم می فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید، از خدا و پیامبرش و صاحبان امر، پیروی کنید».

روایت معتبری در تفسیر این آیه، تصریح دارد که مراد از «اولی الامر»، امامان معصوم و خاندان پیامبر اکرم(ص)اند که نخستین آنان، حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام و واپسین آنان، حجت بن الحسن العسکری؛ امام زمان(عج) است.

خلف صالح

یکی دیگر از القاب امام زمان(عج)، خلف صالح است که این تعبیر در سخنان ائمه اطهار علیهم السلام بیشتر به چشم می خورد. امام صادق علیه السلام در این باره می فرمایند: خلف صالح از فرزندان من است. مهدیِ این امّت اوست. نامش محمد و کنیه اش، ابوالقاسم است که در آخرالزمان، قیام خواهد کرد.

مراد از خلف، جانشین است. آن حضرت را خلف صالح می گویند؛ زیرا جانشین همه انبیا و اوصیای پیشین است و همه دانش، حالت ها و ویژگی های آنان را در خود گرد آورده است. در حدیث «لوح» حضرت صدیقه طاهره(س) در این باره آمده است: آن گاه پس از امام عسکری علیه السلام این سلسله (امامت) را با پسر و خلف او کامل می کنم. او که برای جهانیان رحمت است. برای اوست کمال صفوت آدم و رفعت ادریس و آرامش نوح و بردباری ابراهیم و شدّت و صلابت موسی و بهای عیسی و صبر ایوب...

بقیّة اللّه

از جمله لقب های امام زمان(عج)، بقیّة اللّه است. درباره نامیده شدن آن حضرت به این لقب، دیدگاه های گوناگون، مطرح شده است؛ برای مثال، گفته اند: این تعبیر، واژه ای جامع و کامل است که شخصیت و عظمت آن حضرت را بیان می کند؛ زیرا آن حضرت، وارث آدم و یادگار کسی است که ملایکه بر او سجده کردند و همه موجودات در برابر او سر تسلیم فرود آوردند.

همچنین گفته اند چون آن حضرت قیام کنند، به کعبه تکیه می دهند و نخستین آیه ای که به زبان جاری خواهند ساخت، این است: اگر مؤمن باشید، بقیّة اللّه برای شما از هرچیز دیگر، بهتر است. آن گاه خواهد فرمود: منم بقیة اللّه و حجت الهی و خلیفه او برای شما. از آن پس، هرکس که به ایشان سلام کند، از عبارت السّلام علیک یا بقیّة اللّه فی ارضه استفاده می کند.

منتقم

«منتقِم» از دیگر لقب های حضرت مهدی(عج) است. حضرت رسول اکرم(ص) در این باره فرمودند: از جمله اوصاف مهدی آل محمّد(عج) این است که انتقام مظلومان را از ستم گران خواهد گرفت. افزون بر این، خود امام عصر(عج) به احمد بن اسحاق نوشتند: من از دشمنان خداوند، انتقام خواهم گرفت.

وارث

در بعضی دعاها و سخنان ائمه علیهم السلام ، از حضرت مهدی(عج) با عنوان وارث یاد شده است. پیامبر اکرم(ص) در خطبه غدیریه می فرمایند: آن حضرت، وارث علوم، کمالات، مقامات و منزلت های همه انبیا و اوصیا و پدران بزرگوارش خواهد بود. به عبارت دیگر، همه آن چه انبیا و اوصیا داشته اند، او یک جا خواهد داشت.

موعود

موعود یکی از نام های مشهور آن حضرت است که تقریبا در همه ادیان آسمانی به آن معروف است. امام سجاد علیه السلام در تفسیر آیه وَ ما تُوعَدُون، دلیل این نام گذاری را چنین بیان می فرمایند: مقصود، قیام قائم آل محمد(ص) است که وعده ظهور او به همه پیامبران و امت های گذشته داده شده است. بنابراین، در زیارت آن حضرت آمده است: سلام بر آن مهدی که خداوند وعده داده است که به واسطه او بین همه مردم، وحدت و یکپارچگی ایجاد کند.

خاتم الاوصی

از جمله لقب های حضرت مهدی(عج)، خاتم الاوصیاست؛ زیرا آن حضرت، آخرین وصی پیامبر اکرم(ص) و آخرین امام معصومند که با ظهور خود، نظام عدل اسلامی را در سرتاسر جهان، حاکمیت خواهند بخشید. از خدمت گزار امام عسکری علیه السلام نقل شده است که وقتی به حضور حضرت مهدی(عج) رسیدم، حضرت، خود را با این تعبیرها به من معرفی کردند: منم خاتم الاوصیا که خداوند تبارک و تعالی به واسطه من، بلاها و فتنه ها را از خاندان و شیعیانم، برطرف خواهد ساخت.

داعی

در یکی از زیارت ها با تعبیر «داعِیَ اللّه» از امام مهدی(عج) یاد شده است: اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا داعِیَ اللّه. درباره دلیل این نام گذاری نقل شده است که آن حضرت از جانب خداوند متعال مأموریت دارند تا مردم را به سوی پروردگارشان فرا خوانند. ایشان در این راه، به اندازه ای تلاش خواهند کرد تا آیین الهی در سرتاسر جهان حاکمیّت پیدا کند و جز دین خدا، هیچ مکتب و تفکری، ادعای جهان داری و راهنمایی بشر را نداشته باشد.

برای امام زمان(عج) بیش از سیصد لقب ذکر شده که هر یک بر بعد خاصی از شخصیت و ویژگی های اخلاقی و روحی آن حضرت دلالت دارد. از جمله آنهاست: مهدی، منصور، قائم، حجت الله، صاحب الامر، خلف صالح، بقیة الله، منتقم، موعود، خاتم الاوصیا، داعی، باسط، ثائر، صاحب الزمان، ولی اللّه، خلیفة الرحمان، برهان، سیّد و منتظر.

باسط

یکی از لقب های امام زمان(عج) باسط است. باسط یعنی کسی که نعمت و برکات را گسترده می سازد. در زمان حکومت آن حضرت داد در همه جا گسترده خواهد شد. همه مخلوقات در سایه عدالت آن بزرگوار به آرامش و آسایش دست می یابند و از نعمت های الهی بهره مند خواهند شد. همچنین احکام حیات بخش اسلام در سرتاسر عالم مورد توجه قرار گرفته، زمینه تشکیل حکومت واحد جهانی بر اساس قوانین الهی فراهم خواهد آمد. زمین و آسمان برکات خود را در زمان حضرت به مردم ارزانی خواهند داشت. اساس کفر و شرک از بین می رود و همه مردم در سایه آن حضرت تسلیم آیین الهی خواهند شد و حتی درندگان نیز خوی درندگی خویش را کنار خواهند گذاشت.

تمام

هر یک از لقب های حضرت مهدی(عج) بر گوشه ای از ویژگی های شخصیّت بی نظیر آن حضرت دلالت دارد. یکی از لقب های آن حضرت «تمام» است. امام مهدی(عج) را از آن جهت لقب تمام داده اند که آن حضرت در کمالات اخلاقی، سجایای انسانی، شرافت نسب و خاندان، شوکت و عظمت، رأفت و محبّت و قدرت و سلطنت تام و بی عیب است و احدی از انبیا و اولیا به آن حدّ دست نیافته اند و توفیقی که امام زمان(عج) در اجرای احکام الهی پیدا کرده هیچ یک از پیامبران و اوصیا پیدا نکرده است. همچنین می توان گفت: آن حضرت را تمام نامیده اند چون وی متمّم و کامل کننده خلافت و حکومت الهی و نیز علوم و کمالات در روی زمین است و از طریق رهنمودها و برنامه های تربیتی و اخلاقی آن حضرت است که بشر به بالاترین درجات کمال روحی و عرفانی دست خواهد یافت.

غائب

از جمله لقب هایی که برای مهدی موعود(عج) ذکر شده لقب غائب است. غائب یعنی غیرظاهر. آن گاه که ستم پیشه گان ظلمت پرست، نورانیّت دوازدهمین حجّت بر حقّ الهی را تاب نیاوردند و با یورش به منزل امام عسکری علیه السلام در صدد بر آمدند تا منجی عالم بشریت را به قتل برسانند، خداوند متعال به قدرت و حکمت لایزال خویش، زمینه غیبت آخرین حجتش را فراهم ساخت تا با حفظ جان باقی مانده سلسله امامت و سلاله نبوّت نعمت خود را بر انسان های ستمدیده کامل کند. از آن روز غیبت مصلح بزرگ بشر آغاز شد و امام دوازدهم هم از این رو به امام غائب معروف شد.

مأمول

مأمول یعنی آرزو شده و کسی که مردم به او امید بسته اند و چشم انتظار اویند. این تعبیر از جمله لقب های حضرت مهدی(عج) است. همه مردم دنیا چشم انتظار قیام آن منجی بزرگند تا با ظهور خویش ستم و تبعیض و تعدّی را از سرتاسر جهان برطرف ساخته، دنیا را پر از عدل و داد سازد. لقب مأمول به این حقیقت اشاره دارد که چون همه آرزوی ظهور آن حضرت را دارند به او امام مأمول می گویند. در قسمتی از زیارت گران قدر «سلام علی آل یس» آمده است: «سلام بر تو ای امام امین. درود بر تو ای مقدّم بر همه عالم که تمام مخلوقات در آرزوی تو به سر می برند».

ناطق

یکی از لقب های معروف امام زمان(عج) لقب «ناطق» است. در زیارت عاشورا آمده است: «ان یرزقنی طلب ثارکم مع امام مهدی ناطق؛ از خداوند متعال درخواست می کنم که توفیق انتقام گرفتن از دشمنان شما را به همراه امام و راهنمای ناطق روزی ام کند». لقب ناطق را رسول خدا(ص) به حضرت مهدی(عج) دادند و در حدیثی در معرفی تک تک ائمه اطهار علیهم السلام ، بیان فرمودند. این لقب از آن رو به امام عصر(عج) داده شده است که ائمه قبلی بر اثر تسلط دشمنان، بسیاری از امور و اسرار را نمی توانستند بیان کنند؛ چون خطرهای فراوانی اساس اسلام را تهدید می کرد. اما حضرت مهدی(عج) وقتی ظهور کنند از چنان قدرت و عظمتی برخوردار خواهند بود که تمام طاغوت ها را سرکوب کرده، همه علوم و معارف را بدون هیچ گونه نگرانی بیان، و حکم خداوند را جاری می فرمایند.

نور آل محمد(ص)

«نور آل محمد» از لقب های حضرت مهدی(عج) است که ریشه قرآنی دارد. توضیح آنکه هرچند نام امام زمان(عج) در قرآن کریم ذکر نشده است ولی در روایات مربوط به تفسیر آیات، در موارد متعدد برخی از آیات به اعمال و ویژگی های آن حضرت تفسیر یا تأویل یا تطبیق شده است؛ به عنوان مثال آیاتی چون واللّه متمّ نوره (خدا نور خودش را کامل خواهد ساخت) یا اشرقت الارض بِنور ربّها (زمین به نور پروردگارش روشن می گردد) و یهدی اللّه بنوره من یشاء (خداوند هرکس را که بخواهد با نور خودش هدایت می کند) به ولایت حضرت قائم(عج) و ظهور و ارشادات آن حضرت تفسیر شده است.


برچسب ها: القاب حضرت مهدی(عج)،

نوشته شده در دوشنبه 16 اسفند 1389 توسط مجتبی قاسمی
موضوع: امام زمان (عج) -

امام مهدی کیست؟

امام مهدی کیست؟ وی یگانه فرزند امام عسکری علیه السلام یازدهمین امام شیعیان است. امام مهدی(عج) در سحرگاه نیمه شعبان 255 ق در سامرّا چشم به جهان گشود و پس از پنج سال زندگی تحت سرپرستی پدر، و مادر بزرگوارشان نرجس خاتون، در سال 260 ق به دنبال شهادت حضرت عسکری علیه السلام ـ همچون حضرت عیسی علیه السلام و حضرت یحیی علیه السلام که در سنین کودکی عهده دار نبوّت شده بودند ـ در پنج سالگی منصب امامت شیعیان را عهده دار شدند. آن بزرگوار پس از سپری شدن دوران غیبت با تشکیل حکومت عدل جهانی احکام الهی را در سرتاسر زمین حاکمیت خواهد بخشید.

میلاد نور

آخرین امام شیعیان در پانزدهم ماه شعبان 255 ق، علی رغم مراقبت های ویژه مأموران حکومت عباسی، در خانه امام عسکری علیه السلام چشم به جهان گشودند. تولد مخفیانه آن حضرت بی شباهت به تولد حضرت موسی علیه السلام و حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام نیست. همان گونه که این دو پیامبر بزرگ الهی تحت شدیدترین تدابیر امنیتی فرعونیان و نمرودیان به اراده خداوند و به سلامت در کنار کاخ فرعون و نمرود متولّد شدند، حضرت مهدی(عج) نیز در حالی که جاسوسان و مأموران خلیفه عباسی تمام وقایع خانه امام یازدهم علیه السلام را زیر نظر داشتند، در کمال امنیت و بدون آن که دشمنان بویی ببرند، در سحرگاه روز جمعه نیمه شعبان قدم به جهان هستی گذاشتند.

سیمای مهدی(عج)

پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار علیهم السلام هر کدام در سخنان خود به اوصاف امام مهدی(عج) اشاره کرده اند. حضرت امام رضا علیه السلام در توصیف ویژگی های چهره و سجایای اخلاقی و ویژگی های برجسته آن حضرت می فرمایند: «قائم آل محمد(عج) هاله هایی از نور چهره زیبای او را احاطه کرده است رفتار معتدل و چهره شادابی دارد. از نظر ویژگی های جسمی شبیه ترین فرد به رسول خدا(ص) است. نشانه خاصّ او آن است که گرچه عمر بسیار طولانی دارد، ولی از سیمای جوانی برخوردار است؛ تا آن جا که هر بیننده ای او را چهل ساله یا کمتر تصور می کند. از دیگر نشانه های او آن است که تا زمان مرگ با وجود گذشت زمان بسیار طولانی هرگز نشان پیری در چهره او دیده نخواهد شد».

حجت خدا

روزی عثمان بن سعید بن عمری به همراه حدود چهل نفر از بزرگان شیعه به حضور امام عسکری علیه السلام رسیدند تا درباره جانشین آن حضرت سؤال کنند و در آینده از ایجاد اختلاف در مسئله امامت جلوگیری کنند. راوی می گوید: وقتی عثمان بن سعید به حضرت عسکری علیه السلام گفت: آمده ایم تا درباره مطلب مهمی که شما به آن آگاه ترید از شما سؤال کنیم، حضرت عسکری علیه السلام فرمودند: بنشین عثمان. پس از ساعتی امام علیه السلام فرمودند: آیا می خواهید بگویم به چه منظوری آمده اید؟ همه گفتند: ای فرزند رسول خدا، بفرمایید. آنگاه حضرت فرمودند: آمده اید تا درباره حجت خدا و امام پس از من بپرسید. همه گفتند: آری. در این لحظه ناگهان پسری که چهره درخشانی چون ماه داشت و از هر حیث به امام عسکری علیه السلام شبیه بود وارد شد. حضرت فرمودند: بعد از من پیشوای شما و جانشینم این فرزند من است. مواظب باشید پس از من در دین دچار آشفتگی نشوید...

دوران زندگی

دوران زندگی امام زمان(عج) به چهار دوره تقسیم می شود:

1 ـ از تولد تا غیبت: حضرت مهدی(عج) پس از تولد حدود پنج سال تحت سرپرستی پدر بزرگوارشان امام عسکری علیه السلام به صورت نیمه مخفی زندگی کردند. یکی از کارهای بسیار مهمی که حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در این دوره انجام دادند این بود که امام مهدی(عج) را به بزرگان شیعه معرفی کردند تا در آینده در مسئله امامت دچار اختلاف نشوند.

2 ـ غیبت صغری: پس از شهادت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در سال 260 ق دوره غیبت صغری آغاز شد و تا سال 329 ق ادامه پیدا کرد. در این دوره حضرت مهدی(عج) از طریق چهار نائب به ادامه امور مردم می پرداختند.

3 ـ دوره غیبت کبری: این دوران از سال 329 ق شروع شد و تا زمانی که خداوند مصلحت بدانند ادامه خواهد داشت در این دوره پاسخ به پرسش ها و احکام مردم بر عهده نایبان عام آن حضرت است و حضرت نایب خاصی برای این دوره معرفی نکرده اند.

4 ـ دوره حکومت: پس از ظهور، امام زمان(عج) بر اساس احکام اسلام حکومت واحد جهانی تشکیل خواهند داد که در سایه آن سرتاسر عالم پر از عدل و داد خواهد شد.


برچسب ها: زندگی نامه امام مهدی(عج)،

نوشته شده در دوشنبه 16 اسفند 1389 توسط مجتبی قاسمی
موضوع: امام زمان (عج) -
این بحث یکی از بحث های جالب و جذاب و بسیار هم بحث بر انگیز بین محققین است.من چند تا از قول های مهم در این مورد رو اووردم و در صورت نیاز بگید بقیه اش رو هم بیارم و براتون بنویسم.یا حق:
محل زندگی امام زمان کجاست؟

«طیبه» یكی از نام‏های مدینه طیبه است. این روایت دلالت می‏كند كه آن حضرت‏(ع) غالباً در این شهر و در حوالی آن است. همچنین دلالت می‏كند كه همواره با ایشان سی نفر از یاران خاصشان هستند و اگر یكی از آنها بمیرد، كس دیگری جای‏گزین او می‏شود.

موضوع محل اقامت و سكوت امام مهدی‏(ع) در زمان غیبت از جمله موضوع‏هایی است كه ذهن بسیاری از مردم را به خود مشغول داشته است و معمولاً در مجالس و محافل مهدوی مورد پرسش قرار می‏گیرد.

 

پیش از پاسخ‏گویی به این پرسش یادآوری این نكته ضروری است كه برای غیبت امام مهدی‏(ع) دو معنا قابل تصور است:
 نخست ناپیدا بودن امام؛ یعنی اینكه آن حضرت در دوران غیبت از نظر جسمی از دیدگان مردم به دور است و و اگر چه آن حضرت مردم را می‏بیند و از حال آنها باخبر می‏شود، ولی كسی توان دیدن ایشان را ندارد.
 دوم، ناشناس بودن امام: در این فرض آن حضرت در طول زمان غیبت در میان مسلمانان حضور می‏یابد و با آنها مواجه می‏شود، ولی كسی او را نمی‏شناسد و به هویت واقعی‏اش پی نمی‏برد.1
 بحث از محل اقامت و سكونت امام مهدی‏(ع) در زمان غیبت اگر چه در هر دو فرض مطرح می‏شود، ولی به نظر می‏رسد در فرض دوم این موضوع كمتر جای بحث دارد و آن حضرت با مخفی داشتن هویت خود در هر كجا كه بخواهد می‏تواند زندگی كند.
 در زمینه محل اقامت امام مهدی‏(ع)، روایت‏های گوناگونی وجود دارد كه با توجه به آنها محل‏های احتمالی اقامت آن حضرت را می‏توان به سه دسته تقسیم كرد:


 1. محل‏های دور دست و ناآشنا

 برخی از روایات، محل خاصی را برای اقامت امام مهدی‏(ع) تعیین نمی‏كنند و جایگاه ایشان را در بیابان‏ها و كوه‏ها، مكان‏های دوردست و محل‏هایی می‏دانند كه هیچ كس از آن آگاهی ندارد. از جمله در روایتی كه از خود آن حضرت نقل شده است، ایشان خطاب به علی بن مهزیار می‏فرماید:
«ای پسر مهزیار! پدرم ابو محمد از من پیمان گرفت كه هرگز با قومی كه خداوند بر آنها خشم گرفته، آنها را لعنت كرده، برای آنها در دنیا و آخرت، بیچارگی رقم خورده و عذابی دردناك در انتظار آنان است، هم‏نشین نباشم و به من دستور داد كه برای اقامت، كوه‏های سخت و سرزمین‏های خشك و دور دست را برگزینم».2
 همچنین آن حضرت در توقیع شریفی كه خطاب به شیخ مفید صادر شده است، در این زمینه می‏فرماید:
«ما براساس آنچه خدای تعالی برای ما و شیعیان مؤمن‏مان مصلحت دیده، تا زمانی كه دولت دنیا از آن فاسقان است، در سرزمین‏های دوردستی كه از جایگاه ستمگران دور است، سكنا گزیده‏ایم، ولی از آنچه بر شما می‏گذرد، آگاهیم و هیچ یك از اخبار شما بر ما پوشیده نمی‏ماند».3
 در روایتی كه از امام صادق‏(ع) نقل شده است، آن حضرت، جایگاه امام مهدی‏(ع) را جایی ناشناس معرفی می‏كند كه جز معدود افرادی از آن آگاهی ندارند:
«و هیچ‏كس از دوست و بیگانه از جایگاهش آگاهی نمی‏یابد مگر همان خدمت‏گزاری كه به كارهای او می‏رسد».4
 این‏گونه روایات گویای آن است كه امام مهدی‏(ع) بر اساس امر الهی، در مكان‏هایی ناشناخته، دور از دست‏رس، به دور از شهرها و آبادی‏ها زندگی می‏كند و از محل اقامت آن حضرت آگاه نیست.

 2. محل‏های خاص و شناخته شده

 در برخی روایات، از مكان‏هایی خاص به عنوان اقامت‏گاه امام مهدی‏(ع) در دوران غیبت یاد شده است كه از آن جمله می‏توان به موارد زیر اشاره كرد:


 الف) مدینه

 در برخی روایات، از مدینه منوره به عنوان محل اقامت امام عصر(ع) یاد شده است. در روایتی كه از امام محمد باقر(ع) نقل شده است، در این زمینه چنین می‏خوانیم:
صاحب این امر ناگزیر از كناره‏گیری است و او در [زمان] كناره‏گیری خود ناگزیر از [داشتن] نیرو و توانی است. او با وجود آن سی نفر هیچ هراسی ندارد. چه خوب جایگاهی است [مدینه] طیبه.5
 در كتاب شریف «بحارالأنوار» ذیل این روایت چنین آمده است:
«طیبه» یكی از نام‏های مدینه طیبه است. این روایت دلالت می‏كند كه آن حضرت‏(ع) غالباً در این شهر و در حوالی آن است. همچنین دلالت می‏كند كه همواره با ایشان سی نفر از یاران خاصشان هستند و اگر یكی از آنها بمیرد، كس دیگری جای‏گزین او می‏شود.5
 در روایت دیگری كه از امام حسن عسكری‏(ع) نقل شده است، آن حضرت در پاسخ این پرسش راوی كه می‏پرسد: «اگر حادثه‏ای برای شما روی دهد سراغ فرزندتان را از كجا بگیریم؟» می‏فرماید: «در مدینه».6


 ب) كوه رضوی

 برخی روایات، «كوه رضوی» در نزدیكی مدینه را پناه‏گاه و اقامت‏گاه امام عصر(ع) معرفی كرده‏اند كه روایت زیر از آن جمله است:
 عبدالاعلی مولی آل سام می‏گوید: به همراه ابی عبدالله [امام صادق](ع) [از مدینه] خارج شدیم، زمانی كه به روحاء [در اطراف مدینه] رسیدیم، آن حضرت دقایقی نگاهش را به كوهی كه در آن منطقه بود، دوخت و آنگاه فرمود:
«این كوه را می‏بینی؟ این كوه «رضوی» نام دارد و از كوه‏های فارس است. چون ما را دوست داشت، خداوند آن را به سوی ما منتقل كرد. در آن، همه درخت‏های میوه‏دار وجود دارد و در دو مرحله پناه‏گاهی خوب برای خائف [امام زمان] است. آگاه باش كه برای صاحب این امر دو غیبت است كه یكی از آنها كوتاه و دیگری بلند است».7
 در دعای ندبه نیز از این مكان نام برده شده است.8
 یاقوت حموی در مورد منطقه «رضوی» می‏نویسد:
«رضوی، كوهی است میان مكه و مدینه در نزدیكی ینبع و دارای آب فراوان و درختان زیادی است. كیسانیه9 می‏پندارند كه محمد بن حنفیه در آنجا زنده و مقیم است».10
 گفتنی است در احادیث فراوانی، از «رضوی» یاد شده و از آن بسیار ستایش شده است.11


 ج) ذی طوی

 مكان دیگری كه در روایات از آن به عنوان محل اقامت امام عصر(ع) یاد شده، «ذی طوی» است. «ذی طوی»، نام كوهی در اطراف مكه است. در روایتی كه از محمد باقر(ع) نقل شده، چنین آمده است:
صاحب این امر را در یكی از این دره‏ها غیبتی است. [در این حال، آن حضرت...] با دست خود به ناحیه ذی طوی اشاره كرد».12
 گفتنی است در دعای ندبه نیز به نام این مكان اشاره شده و در برخی روایات، از همین منطقه به عنوان محل تجمع یاران امام مهدی‏(ع) یاد شده است.13


 3. در میان مردم

 دسته سوم از روایات مانند دسته اول، از جایگاه و مكان خاصی نام نمی‏برند و از آنها استفاده می‏شود كه امام مهدی‏(ع) به صورت ناشناس در میان مردم زندگی می‏كند. در روایتی كه از امام صادق‏(ع) نقل شده است، در این زمینه چنین می‏خوانیم:
«چگونه این مردم، این موضوع را انكار می‏كنند كه خداوند با حجتش همان گونه رفتار می‏كند كه با یوسف رفتار كرد؟ همچنین چگونه انكار می‏كنند كه صاحب مظلوم شما ت همان كه از حقش محروم شده و صاحب این امر [حكومت] است ت در میان ایشان رفت و آمد می‏كند، در بازارهایشان راه می‏رود و بر فرش‏های آنها قدم می‏نهد، ولی او را نمی‏شناسند، تا زمانی كه خداوند به او اجازه دهد كه خودش را معرفی كند، چنان كه به یوسف اجازه داد، آن زمان كه برادرانش از او پرسیدند: «آیا تو یوسف هستی؟» پاسخ دهد كه «آری، من یوسف هستم».14
 حال این پرسش مطرح می‏شود كه كدام‏یك از این سه دسته روایت قابل پذیرش هستند و آیا راهی برای جمع كردن میان آنها وجود دارد یا خیر؟
 به نظر می‏رسد میان این سه دسته روایت منافاتی وجود دارد و آن حضرت بسته به شرایط و موقعیت‏های مختلفی كه پیش می‏آید، زندگی به صورت ناشناس در میان مردم و اقامت در مكان‏هایی چون مدینه منوره یا دوری گزیدن از مردم و اقامت در مناطق دور از دست‏رس را انتخاب می‏كند.
به بیان دیگر، براساس دومین معنایی كه برای غیبت قابل تصور است؛ یعنی ناشناس بودن امام مهدی‏(ع)، آن حضرت، الزامی برای اقامت در محلی خاص یا دور از دست‏رس ندارد و می‏تواند به صورت طبیعی در میان مردم زندگی كند. البته ممكن است رعایت مصالحی دیگر، آن حضرت را وادار كند كه براساس سفارش پدر بزرگوارشان، كوه‏ها و بیابان‏ها را اقامت‏گاه خود برگزیند.

 بدیهی است اگر قرار باشد آن حضرت به صورت ناشناس در میان مردم زندگی كند، مكان‏هایی چون مدینه منوره در كنار قبر جد بزرگوارش، بهترین مكان خواهد بود.

پی‌نوشت‌ها:
1. برای مطالعه بیشتر در این زمینه‏ر.ك: همین كتاب، ص  .
2. كتاب الغیبت[ (شیخ طوسی)، ص 161.
3. الاحتجاج، ج 2، ص 599؛ بحارالأنوار، ج 53، ص 176.
4. كتاب الغیبت[ (نعمانی)، ص 172، ح 5.
5. الكافی، ج 1، ص 340؛ كتاب الغیبت[ (شیخ طوسی)، ص 102؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 153، ح 6.
6. بحارالأنوار، ج 52، ص 153.
7. الكافی، ج 1، ص 328، ح 2؛ كتاب الغیبت[ (شیخ طوسی)، ص 139؛ بحارالأنوار، ج 51، ص 161، ح 11.
8. كتاب الغیبت[ (شیخ طوسی)، ص 103؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 153، ح 7.
9. ر.ك: بحارالأنوار، ج 99، ص 108.
10. كیسانیه پیروان مختار بن ابوعبیده ثفقی بودند. او نخست برای پیشرفت كار خود دعوت به علی بن الحسین‏علیه السلام سپس دعوت به محمد حنفیه می‏كرد. البته كار او مبتنی بر اعتقاد وی به اهل بیت نبود، بلكه می‏خواست از آن بهره‏برداری سیاسی كرده باشد و چون كارش بالا گرفت خود دعوی دریافت وحی از خداوند كرد و عباراتی مسجع و مقّفی به تقلید قرآن به زبان می‏راند. (فرهنگ فرق اسلامی، ص 373)
11. یاقوت حموی، مراصد الإطلاع علی أسماء الأمكنته و البقاع، ج 2، ص 620.
12. ر.ك: بحارالأنوار، ج 52، ص 306؛ ج 53، ص 97.
13. كتاب الغیبت[ (نعمانی)، ص 182.
14. ر.ك: كتاب الغیبت[ (نعمانی)، ص 315؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 306، ح 80؛ ص 307، ح 81.
15. ر.ك: بحارالأنوار، ج 99، ص 108.
16. كتاب الغیبت[ (نعمانی)، ص 164؛ الكافی، ج 1، صص 336 و 337، ح 4.

 


برچسب ها: محل زندگی امام زمان کجاست؟،

نوشته شده در دوشنبه 16 اسفند 1389 توسط مجتبی قاسمی
مقام معظم رهبری

درباره سایت
موضوعات
آمار سایت
Blog Skin