امتداد راه شهدا... شهدا شرمنده ایم
جبهه یعنی عشق بازی با خدا............ جبهه یعنی از همه عالم جدا

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر
جعبه حدیث

موضوع: امتداد راه شهدا -
  • صدای دالبی از مناطق عملیاتی جبهه های جنگ که به صورت سه بعدی تنظیم شده ، پیشنهاد میکنم حتما دریافت کنید تا خود را در جبهه جنگ احساس نمایید.
           دانلود از لینک غیر مستقیم
برچسب ها: صدای دالبی از جبهه، دانلود صدای دالبی از جبهه، مطالب و آهنگ یادواره های شهدا، سه بعدی، جبهه،

نوشته شده در سه شنبه 4 بهمن 1390 توسط مجتبی قاسمی
موضوع: عملیات کربلای1 -

عملیات کربلای 1

 

در ادامه استراتژی دفاع متحرک، ارتش عراق ساعت یک بامداد 27/2/65، در منطقه مهران دست به تهاجم زد و شهر و حومه آن و برخی از ارتفاعات منطقه را تصرف کرد. در این زمان واحدهای ارتشی، مرکب از 6 گردان پیاده و 2 گردان زرهی، مسئولیت خطوط پدآفندی را در این منطقه به عهده داشت و نیروهای سپاه نیز، پشتیبانی از این منطقه را به طور کامل بر عهده نگرفته بود.
پس از اشغال مهران، استحکامات و موانع متعددی توسط دشمن ایجاد شد. در محور شمالی (جاده ایلام – مهران و باغ کشاورزی) هفت ردیف مین همراه با کانال و بیش از پنج ردیف سیم خاردار رشته ای وجود داشت. در محور میانی (حد فاصل رودخانه گاوی و جاده دهلران – مهران) به لحاظ کوهستانی بودن منطقه، استحکامات نسبتاً ضعیف بود. در محور جنوبی (ارتفاعات قلاویزان) سنگرهای کمین و در بعضی شیارها، یک ردیف سیم خاردار و مین وجود داشت.
استعداد دشمن : منطقه مورد نظر برای عملیات، تحت مسئولیت لشکر 17 زرهی از سپاه دوم عراق بود. خط پدآفندی این لشکر از رودخانه کنجانچم به سمت میان کوه امتداد می یافت.
طرح عملیات : تلاش اصلی بر انجام عملیات از محور ارتفاعات قلاویزان و یال های آن تا رودخانه گاوی در نظر گرفته شد. بر همین اساس، عملیات در سه مرحله به ترتیب زیر طراحی گردید:
- مرحله اول؛ تامین ارتفاعات قلاویزان ایران تا روستای امام زاده سید حسن.
- مرحله دوم؛ تامین ارتفاعات جبل حمرین تا شیار میگ سوخته و در امتداد آن، تامین روستاهای بهین، بهروزان و هرمزآباد
- مرحله سوم؛ تصرف خاکریز عملیات والفجر 3، که روستای فرخ آباد تا زیر ارتفاعات 223 قلاویزان داشت و در نتیجه مهران در این مرحله تامین گردید.
شرح عملیات : مرحله اول عملیات در ساعت 22:30 روز 9/4/1365 با رمز یا ابا الفضل العباس، ادرکنی آغاز شد و نیروهای خودی در اغلب محورها خطوط دشمن را شکسته و تا قبل از روشنایی صبح ضمن انهدام بیش از 10 گردان پیاده عراق، اهداف مرحله اول و قسمتی از مرحله دوم عملیات را به تصرف درآوردند.
ساعاتی بعد، دشمن با به کارگیری نیروهای احتیاط خود به محور امامزاده سید حسن پاتک کرد که با مقابله قوای خودی خنثی شد. سپس، یگان های خودی با مشاهده از هم گسیختگی نیروهای دشمن، عملیات را – طی روز اول – بدون وقفه ادامه دادند.
در شب دوم، کلیه یگان های عمل کننده ضمن پیشروی در باقی مانده محدوده مرحله دوم عملیات، تا قبل از روشنایی صبح، خط سراسری – از هرمزآباد تا شیار مگ سوخته – را کاملا تامین کرده و مقداری از محدوده مرحله سوم عملیات را نیز تامین کردند.
از آغاز روز دوم (11/4/1365) عملیات در کلیه محورها ادامه یافت و نیروهای رزمنده ضمن به اسارت درآوردن تعدادی از نیروهای دشمن، به باغ کشاورزی وارد شدند و سپس در حدود ساعت 12 این روز نیز شهر مهران آزاد شد.
ساعت 6 صبح روز سوم، دو تیپ گارد ریاست جمهوری به ارتفاع 210 پاتک کرد، پس از یک درگیری سخت ارتفاع مذکور را تصرف کرد. به همین خاطر، نیروهای خودی مستقر در این منطقه حدود 200 متر عقب آمدند.
در ادامه عملیات، رزمندگان از محورهای قلعه کهنه و فرخ آباد به طرف تپه های غلامی و پاسگاه دراجی حرکت کرده ضمن پاکسازی کامل منطقه، تعداد زیادی از نیروهای دشمن را به اسارت درآوردند.
در جریان مرحله چهارم عملیات، که از ساعت 24 روز 12/4/1365 آغاز شد، با ورود قوای خودی به روستای فیروز آباد، دشمن عقب نشینی کرد. سپس، خاکریزی از فیروزآباد تا یال های ارتفاعات قلاویزان احداث کردند. درگیری، همچنان در اطراف ارتفاعات 223 ادامه داشت و دشمن، فشاری قابل ملاحظه در نقاط مختلف وارد کرده، تنها ارتفاعات فوق را در تصرف خود نگه داشته بود. حدود ساعت 7 صبح روز چهارم (13/4/1365) پاتک شدید دشمن روی ارتفاعات قلعه آویزان – به منظور تصرف قله 200 شروع شد؛ لیکن با مقاومت و حملات پی در پی قوای خودی، این پاتک شکست خورد.
در روز پنجم، ارتفاع 210 مجددا به تصرف نیروی خودی درآمد و در سحرگاه روز ششم نیز رزمندگان در مرحله پنجم عملیات با حمله به ارتفاع 223، ضمن تامین اهداف تعیین شده، قرارگاه تاکتیکی لشکر 17 زرهی عراق را به تصرف درآوردند.
در تاریخ 18/4/1365، علاوه بر تصرف باقی مانده یال های غربی ارتفاع 223، قرارگاه تاکتیکی تیپ 24 مکانیزه عراق منهدم و فرمانده آن به همراه تعدادی دیگر اسیر شد.
ارزیابی عملیات کربلای 1: عملیات موفق کربلای یک، پایانی بود بر استراتژی دفاع متحرک عراق و نیز نقطه شروع امیدوار کننده ای برای نیروهای خودی جهت انجام عملیات محدود ایذایی. منفعل کردن سیاست تهاجمی عراق، هدف عمده ای بود که نیروها به خوبی توانستند به آن دست یابند. سرعت عمل، اعتقاد یگان ها، حفاظت عملیات، فریب دشمن، تناسب نیروها با طرح عملیات، انجام کارهای مهندسی لازم و ... از جمله عوامل بارز و موثر در این عملیات بود.
طی این عملیات، منطقه ای به وسعت 175 کیلومتر مربع از خاک ایران و نیز عراق شامل شهر مهران و روستاهای اطراف آن، جاده دهلران – مهران – ایران، ارتفاعات حساس و سرکوب قلاویزان و حمرین و نیز دو پاسگاه مرزی آزاد شد. هم چنین عقبه های دشمن از جمله شهرهای بدره و زرباطیه در دید و تیر قوای خودی قرار گرفت .
در این عملیات، 1210 نفر از نیروهای دشمن اسیر شدند.
در این عملیات تیپ 10 سیدالشهداء با استعداد 12 گردان شرکت نمودو نقش بسیار موثری را در موفقیت آن ایفا نمود و شهیدانی مانند شهید عزیز امیر مسعود صادقی یکتا، شهید عزیز بهمن نجفی، سلمان ایزد یار و... تقدیم اسلام وانقلاب نمود. وپس از عملیات نیز گسترش سازمان یافته و به لشکر ارتقاء پیدا کرد. گردان حضرت علی اکبر در این عملیات در مرحله اول ، در احتیاط گردان های خط شکن قرار داشت که با سرزدن سپیده و عدم سقوط کامل خطوط دشمن وارد عمل شد و پس از مدتی درگیری با پاکسازی سنگرهای کمین عراق راه را برای مرحله دوم عملیات هموار ساخت. در همین مرحله بود که تعدادی از جان برکفان دسته ویژه گردان با دویدن بر روی میدان های وسیع مین و پس از درگیری شدید با سنگرهای کمین ونیز دوشکای عراق سرافرازانه به شهادت رسیدند. در مرحله دوم عملیات به دلیل مجروح شدن تعداد زیادی از نیروهای گردان به محض ورود مجدد به منطقه، گردان جهت سازماندهی مجدد به اردوگاه عشق حسین منتقل شد و به همین دلیل در این مرحله حضور نداشت.
پس از سازماندهی مجدد گردان ماموریت حمله به باقیمانده اهداف در ارتفاعات حساس قلاویزان به گردان داده شد که با رشادت بسیار رزمندگان و پس از درگیری های شدید ارتفاعات اصلی مانند 223 توسط گردان فتح و چندین پاتک عراق دفع گردید. در این عملیات گردان شهدای بسیاری را تقدیم اسلام نمود که از آن جمله می توان به شهید اجاقی جانشین گردان، شهید رهبر دهقان فرمانده گروهان فتح، شهید منوچهر عطایی فرمانده گروهان الحدید (ادوات)، شهید علی قربانی معاون گروهان نصر،شهید سید جمال قریشی مسئول تبلیغات گردان، و... اشاره نمود.


برچسب ها: کربلای 1، جبهه،

نوشته شده در یکشنبه 8 اسفند 1389 توسط سید مجتبی رضوی

 

در یكی از روزهای آخر پاییزی توفیق یار شد تا در سفری با كاروان نخبگان جوان به منظور تجلیل و قدردانی از نفرات برتر اهل قلم طرح اوقات فراغت هسته‌های فرهنگی جوان در یادمان شهدای هویزه كه به همت همكاران گرامی سازمان تبلیغات اسلامی استان خوزستان برگزار شده حضور یافته و شاهد زیباترین جلوه‌های به یادماندنی باشیم.

از فرودگاه كه به سمت هویزه و یادمان شهدا حركت كردیم در مسیر وقتی نگاه به خاكریزها، تانك‌ها، تابلوهای مختلف با مضمون «رزمنده خسته نباشی، رزمنده لبخند بزن، خطر میدان مین و...» می‌افتاد یاد جبهه‌ها و دوستان پر از صفای جبهه و جنگ افتادم. قلم را برداشتم و مشغول نوشتن شدم اما قلم در دستانم می‌لرزید و نمی‌دانستم از كجا و چگونه شروع كنم. به ذهنم رسید حال كه قرار است در میان دوستان اهل قلم استان شركت كنم آنچه در ذهنم هست روی كاغذ بیاورم و به عنوان خاطره و یادگاری تقدیم كنم و به سایر دوستان خوبم در هسته‌های فرهنگی جوان سراسر كشور بگویم هر كه دارد هوس كربلا بسم الله.

آری جای جای این سرزمین گرم با انسان سخن می‌گوید و خاطرات به یادماندنی دعای كمیل، دعای توسل و ناله‌های شبانه رزمندگان در آن طنین‌انداز است. چه زیبا امام راحل (ره) فرمود: كه جبهه دانشگاه و آدم‌ساز بود.

در 35 كیلومتری جنوب شهر سوسنگرد مكانی است كه هویزه نامیده می‌شود، هویزه یادآور اشغال نیروهای بعثی در بیست‌ و هفتم دی ماه سال 59 و یادآور عملیات بیت‌المقدس در اردیبهشت 61 و عملیات نصر و شهری كه با شهید علم‌الهدی عجین است با خاطرات نبرد نابرابر عده‌ای محدود در مقابل لشكر تانك‌ها و به خون غلتیدن‌های جوانان مؤمن كه شهید سیدحسین علم‌الهدی و اصحابش كه مانند مولایشان امام حسین(ع) وسط میدان نبرد مردانه ایستادند و فریاد زدند: «ان كان دین محمد (ص) لم یستقم الا بقتلی فیاسیوف خذینی»

ای هویزه چقدر باشكوه هستی! زمین گرمت هنوز بوی گندم‌زارهای سوخته را می‌دهد و خاك حنا بسته‌ خون نوعروسان به خاك افتاده توست.

آری امروز كه بر هویزه می‌گذری انگار یك تكه از بهشت را افتاده بر زمین می‌بینی كه رازهای بسیار در دل دارد كه هفتاد و چند ستاره خونین، بر پهنه آن آرمیده‌اند تا جمله «كل ارض كربلا و كل یوم عاشورا» تفسیری عاشقانه‌تر بگیرد و به یاد سخنان سردار شهید حسن باقری در سال‌های نخستین جنگ می‌افتی كه فرمود: در میان آتش و دود و خمپاره‌ها پیروز می‌شویم و روزگاری این سرزمین‌ها محل بازدید انسان‌هایی خواهد شد كه برای زیارت آن دست و سر می‌شكنند.

وقتی به مقبره شهدا رسیدیم بچه‌ها كفش‌ها را درآوردند و پس از زیارت، ذكر صلوات و نماز شكر هر كسی روی مزاری نشست و مشغول راز و نیاز و پررنگ نمودن جملات روی سنگ مزار شهدا با اشك چشمان بودند تا اینكه نماز جماعت و آوای نماز دشت را پر كرده و انگار همه ارواح و فرشتگان آسمانی به نماز ایستاده‌اند.

بعد از اقامه نماز در محل یادمان شهدا نقشه عملیاتی نصر بر دیوار مسجد نصب شده بود كه راوی ما با استفاده از آن نقشه نحوه عملیات و مسائل مربوط به آن و خاطرات آن زمان را تشریح كرد و چند قدم جلوتر به مزار شهدا رفتیم همه متوقف شدیم راوی ما بار دیگر به شرح رشادت‌ها و جانبازی‌ رزمندگان پرداخت. همه بهت‌زده ایستاده‌ایم برخی انگار در قلبشان می‌گریند و برخی دیگر قطره‌های اشكی در گوشه چشم‌هایشان حلقه زده است. زمانی كه راوی گفت اینجا محل شهادت و محاصره 140 تن از نیروهای سپاهی و دانشجویان پیرو خط امام (ره) از جمله فرمانده سپاه هویزه سیدحسین علم‌الهدی است كه توسط تعدادی از شاهدان و حماسه‌سازان هویزه كه با تن مجروح و با استفاده از تاریكی شب خود را به نیروهای خودی رساندند به عنوان پیام‌آوران حماسه هویزه رسالت خود را انجام دهند بیان داشت این منطقه با نصب پرچم به یاد هر شهید مشخص شد و به تدریج بنای مزار شهدا توسط جهاد سازندگی ساخته شد و اجساد مطهری كه از اطراف پیدا شد به محل فعلی منتقل گشت كه اسامی برخی از شهدا به شرح ذیل بوده است. محمدحسین علم‌الهدی، مرتضی كاوند، امین‌ سلطانی، بهروز نوروزی، محمد شمخانی، خلیل بهاری، بهروز پورهاشمی، محمود فروزش، حسن فلاح‌زاده، سعید جلال‌پور، علیرضا كاپ‌ساز و... كه فرمانده غیور آنان شهید علم‌الهدی در یادمان شهدا با اصحاب خود خفته بود و این طرف‌تر مزار مادرش را زیارت كردیم و با درود صلوات بر او گفتم: سلام بر تو ای مادر شهید و سلام بر تمام مادران و شیرزنان ایرانی كه چنین دلاورانی را پروراندند و اینگونه به اسلام هدیه كردند.

آری در محل یادمان از سوی دوستان نمایشگاه جشنواره عكس و فیلمی مربوط به دوران دفاع مقدس و شهدای جنگ تحمیلی برگزار شد كه به همراه وصیت‌نامه شهدا و سخنان آن بزرگوار همراه بود. وقتی زندگی‌نامه شهید علم‌الهدی و سایر شهدا را می‌خوانی واقعاً یك لحظه از خودت خجالت می‌كشی. به عنوان نمونه به فرازی از سخنان شهید علم‌الهدی اشاره می‌كنم.

«من به عنوان فرماندهی سپاه هویزه با 62 نفر پاسداری كه 22 نفرشان غیر مسلحند تا آخرین قطره خونمان با همان ژسه و كلاش‌ دفاع خواهیم كرد.»

آری زیارت مقتل شهیدان والامقام و حضور در مشهد شهدای هشت سال دفاع مقدس فرصتی است مناسب برای اكتشاف گنج‌های تمام ناشدنی كه آدمی را به یاد حدیث حضرت علی(ع) می‌اندازد كه فرمود: همراه پیامبر اسلام (ص) از غزوه ‌ذات السلاسل برمی‌گشتم در مورد شهداء سؤال نمودم حضرت فرمودند: هنگامی كه رزمندگان عزم میدان می‌كنند، خدا بر ایشان برائت و دوری از آتش جهنم را مقرر می‌فرماید و هنگامی كه برای جهاد مجهز می‌شوند، خدای متعال به آنان بر فرشتگان مباهات و افتخار می‌كند و تا زمین می‌افتد به او می‌گوید: آفرین بر روح پاك كه از بدن طیب و طاهر بیرون شد و یك شهید نسبت به هفتاد نفر از بستگاه و آشنایانش شفاعت می‌كند.

سر را به سجده می‌بریم و یك جمله به آستان حضرت هدیه می‌كنیم و آن این كه: الحمدالله رب‌العالمین خدایا شكرت كه اگر توفیق زیارت امام حسین (ع) نداشتم در كربلای ایران بوی كربلای امام حسین (ع) به مشاممان رسید.

راستی دوستان هویزه غروبی دیگر دارد. وقتی در غروب هویزه گوشه‌ای می‌نشینی با خود می‌اندیشی.

كجایید ای شهیدان خدایی؟

بلاجویان دشت كربلایی

كجایید ای سبك‌روحان عاشق؟

پرنده‌تر ز مرغان هوایی

آری هویزه راوی دیگری داشت، قصه نیست، روایت یك واقعیت است واقعیتی كه در گمنام‌ترین روز تاریخ رقم خورد تا خاك سوخته هویزه به دامن میهن برگردد. و چه زیبا مقام معظم رهبری پیرامون شهدای هویزه فرمودند:

آن‌ها یك جمع با اخلاص بودند كه با كمترین امكانات دفاعی مصمم بودند كارزار كنند و با سیل عظیمی كه در فضای خوزستان جمع شده بود و عربده می‌كشید مقابله كند و اگر خیانت داخل رخ نمی‌داد پیروزی بچه‌های هویزه در دنیا بی‌نظیر بود.

«در پایان فرصت را مغتنم شمرده از زحمات یكایك عزیزان به ویژه معاونت محترم فرهنگی و پژوهش و دبیر اجرای طرح اوقات فراغت استان خوزستان كه این لحظات ماندگار و پرخاطره را آفریدند تقدیر و قدردانی به عمل می‌آید.»


برچسب ها: هویزه نقطه‌ای از بهشت، بهشت، جبهه،

نوشته شده در یکشنبه 8 اسفند 1389 توسط مجتبی قاسمی
موضوع: سردار رشید اسلام شهید حاج محمد ابراهیم همت -

محو سخنان حاج همت بودم که در صبحگاه لشگر با شور و هیجان و حرکات خاص سر و دستش مشغول سخنرانی بود. مثل همیشه آنقدر صحبت های حاجی گیرا بود که کسی به کار دیگری نپردازد. سکوت همه جا را فرا گرفته بود و صدا فقط طنین صدای حاج همت بود و صلوات گاه به گاه بچه ها. تو همین اوضاع پچ پچی توجه ها را به خود جلب کرد. صدای یکی از بسیجی های کم سن و سال لشگر بود که داشت با یکی از دوستاش صحبت می کرد.

فرمانده دسته هرچی به این بسیجی تذکر می داد که ساکت شود و به صحبت های فرمانده لشگر گوش کند، توجهی نمی کرد. شیطنتش گل کرده بود و مثلاً می خواست نشان بدهد که بچه بسیجی از فرمانده لشگرش نمی ترسد. خلاصه فرمانده دسته یک برخوردی با این بسیجی کرد و همهمه ای اطراف آن ها ایجاد شد.

سرو صداها که بالا گرفت ، بالاخره حاج همت متوجه شد و صحبت هایش را قطع کرد و پرسید: «برادر! اون جا چه خبره؟ یک کم تحمل کنید زحمت رو کم می کنیم».

کسی از میان صفوف به طرف حاجی رفت و چیزی در گوشش گفت. حاجی سری تکان داد و رو به جمعیت کرد و خیلی محکم و قاطع گفت: «آن برادری که باهاش برخورد شده بیاد جلو.»


 


برچسب ها: جبهه، داستان آب خوردن حاج همت با پوتین بسیجی‌، بسیجی، حاج همت،

نوشته شده در یکشنبه 8 اسفند 1389 توسط مجتبی قاسمی
مقام معظم رهبری

درباره سایت
موضوعات
آمار سایت
Blog Skin